اشعار یلدایی و مفهوم یلدا

« یلدا» یک واژۀ سُریانی به معنای میلاد و تولد است. شب یلدا شب تولد خورشید، نماد و مظهر میترا(ایزد مهر) است. بنابر باورداشت های ایرانیان خورشید در واپسین شب پائیز، یعنی آخرین شب ماه آذر، باز زاده می شود و در نخستین روز دی ماه از فصل زمستان که روزش مُنتَسَب به خورشید و « خور» و ماهش مُنتَسَب به آفریدگار جهان و کائنات، اورمَزد نامیده می شود، طلوعی تازه دارد.
 
بنا بر نوشتۀ پورداود در یشت ها، روز یک شنبه، روز مخصوص خورشید (Sunday) و روز 25 دسامبر، روز جشن ظهور خورشید یا مهربوده و نزد مهرپرستان روز مهر دانسته می شده است. عیسویان سدۀ چهارم میلادی 25 دسامبر را روز زایش عیسی مسیح قرار دادند و یک شنبه را هم روز برخاستن و به آسمان صعود کردن او دانستند (پورداود،1/419- 420).

باورِ تاریخی است که برخی از دانشمندان، جشن میلاد مسیح (نوئل) را در اصل جشن ظهور میترا (دهخدا، ذیل «یلدا» و به احتمال فراوان مسیح را جلوه ای از ایزد میترا دانسته اند. قدمای ما نیز بنا بر استدلال بالا، به پیوند یلدا با تولد مسیح یا مهر قایل بودند.

http://s8.picofile.com/file/8279108650/%D8%B4%D8%A8_%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7.jpg

💫مفهوم شب یلدا💫

یلدا از دوبخش یل به اضافه دا تشکیل شده است
یل + دا = یلدا
زبان لری که ازبازمانده های زبان هخامنشیان است یل را به معنای بزرگ دانند وبه مادر دا گویند. به مادر دی هم میگویند
مادر = دا = دی

هخامنشیان اعتقاد داشتند که شب اول زمستان دانه های گیاهان در زیر خاک جوانه میزنند وشروع به روییدن میکنند وبه همین سبب اولین ماه زمستان را دی میگویند.

اینکه بعضیها میگویند معنی کلمه یلدا یعنی بلندترین شب سال غلط میباشد
پس معنی یلدا یعنی رویش و زایش میباشد
یلدا = رویش بزرگ

http://s8.picofile.com/file/8279108592/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7.jpg

اشعاری زیبا از شاعران بزرگ در وصف تقدیم به شما بزرگواران🌹🌺
🌿🍂
سعدی:
نظر به روی تو‌ هر بامداد
نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب
که هست یلدایی‌ست
🌿🌺
فیض کاشانی:
چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد
🌹🌹
اوحدی:
شب هجرانت٬ ای دلبر٬
شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو
عید ماست پنداری

عبید زاکانی:
با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست
ما را مشکل
هم‌چون شب یلدا
به درازی مشهور

🌿🌺💚
خواجوی کرمانی:
هست در سالی شبی
ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را
دو شب یلدا بود
🌿🌺
سلمان ساوجی:
شب یلداست هر تاری
ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬
خود این شب‌های یلدا را
🌿🌺
انوری:
با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب یلدا که روز نوروزم
🌿🌺
حافظ:
صحبت حکام ظلمت
شب یلداست
نور ز خورشید
جوی بو که برآید

🌿🌺
صائب:
روزی دل گشت از
زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول
شب یلدا گذشت
🌿🌺
خاقانی:
هست چون صبح آشکارا
کاین صباحی چند را
بیم صبح رستخیز است
از شب یلدای من
🌿🌺
دهلوی:
هر شبی در غم هجرت
شب یلداست مرا
که به سالی به جهان
یک شب یلدایی هست
🌿🌺
سعدی:
روز روی‌اش چو‌ برانداخت
نقاب شب زلف
گفتی از روز قیامت
شب یلدا برخاست

ماهی کور ایران گونه ای برای ذخائر ژنتیکی نادر

http://s8.picofile.com/file/8278988626/Iranocypris_typhlops.jpg

ماهی کور ایران گونه ای برای ذخائر ژنتیکی نادر
غار در سال ۱۳۰۸، دو نفر طبیعی‌دان دانمارکی که به همراه مجریان پروژهٔ راه‌آهن سراسری تهران - جنوب، به منطقه آمده بودند، پس از بررسی در مورد سرشاخه رود سیرم و جویبار کایرود، به یک حفره آبی در نزدیکی روستای لون می‌رسند و در آنجا با یک نوع ماهی کور مواجه می‌شوند. آن‌ها چند نمونه از این نوع ماهی را به کشورشان انتقال می‌دهند و به نام ماهی کور «ایرانو سیپریس» به ثبت می‌رسانند، اما ظاهراً از افشای محل کشف ماهی‌ها خودداری می‌کنند. تیم تحقیقاتی و اکتشافی یک محقق انگلیسی به نام آنتونی جان اسمیت از جانب دانشگاه آکسفورد، روز ۲۶ خرداد سال ۱۳۳۰ به دنبال کشف محل ماهی کور به ایران و به شهر کرمان سفر می‌کند، اما پس از سه ماه تحقیق با دست خالی به انگلیس بازمی‌گردد. او ۲۶ سال بعد متوجه می‌شود که ماهی مورد نظرش نه در قنات‌های کرمان بلکه در کوه‌های زاگرس وجود دارد و بر این اساس در سال ۱۳۵۶ به دنبال رد پای دانمارکی‌ها به منطقه پاپی لرستان سفر می‌کند و موفق به کشف محل ماهی کور می‌شود و چند نمونه از آن‌ها را با خود به انگلیس می‌برد.

در میان ماهیانی که اسمیت در سفر دوم خود به انگلیس برده است، یک نمونه نظیر همان نوعی است که قبلاً دانمارکی‌ها کشف کرده و به نام ایرانو سیپریس به ثبت رسانده‌اند. اما نمونه دوم از یک گونه دیگر است که توسط اسمیت کشف شده، بنابراین با نام وی و تحت عنوان «پاراچوبیتس اسمیتی» به ثبت می‌رسد.

اسمیت چند سال بعد و برای بار سوم ولی این بار با یک تیم غواصی زبده به ایران می‌آید و در داخل حوضچه درون غار به کاوش بیشتری می‌پردازد و موفق به یافتن تعدادی ماهی کور دیگر می‌شود. نکته این که ظاهراً آقای اسمیت نیز هیچ نشانی از محل این غار اعلام نکرده و تنها در کتابی که بعداً تحت عنوان «ماهی سفید کور ایران» تالیف کرده، به آن اشاره می‌کند.
ماهیان کور به لحاظ شیلاتی فاقد ارزش اقتصادی هستند، اما به عنوان منابعی از ذخائر ژنتیکی نادر، در بسیاری از پژوهشکده‌ها مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفته‌اند و یا به عنوان ماهی‌های زینتی شگفت‌انگیز و زیبا در موزه‌های حیات وحش و آکواریم‌ها در معرض دید علاقه‌مندان قرار داده می‌شوند.
ماهی کور غارزی در ناحیه‌ای دورافتاده قرار گرفته است و از نظر دسترسی بسیار مشکل است و این امتیازی برای این ماهی به شمار می‌آمد ولی برخی افراد این دردسر را می‌پذیرند که خود را به دهنه غار رسانده و ماهی‌هایی که به سطح آب می‌آیند را صید کنند به این جهت که در آکواریوم نگهداری کنند و برخی نیز آنها را به قیمت‌های بالا خرید و فروش می‌کنند؛ بی‌خبر از آنکه این ماهی در محلی غیر از زیستگاه اصلی‌اش، بیشتر از یک ماه زنده نخواهد بود.
زیستگاه این ماهی در آب‌های زیرزمینی است. در غار ماهی کور به دلیل اینکه دهانه این غار به سطح آب‌های زیرزمینی اتصال دارد، این امکان به وجود آمده که ماهی کور در طول شب‌ها به نزدیکی سطح آب در دهانه غار بیاید. این ماهی تنها روزهای گرم سال در نزدیکی آب‌های سطحی زمین دیده می‌شود. دمای آب محل زندگی این ماهی از ۵ تا ۲۸ درجه سانتیگراد متغیر است.

گونه اول: کپورماهی کور غار ایرانی، با نام علمی «Iranocypris typhlops» از خانواده کپور ماهیان است. این گونه که ۴ تا ۵ سانتی‌متر طول دارد دارای دو جفت سبیلک است که یک جفت آن روی لب بالا و جفت دیگر در گوشه دهان قرار دارد. سر این ماهی تا حدودی پهن است و هیچ اثر خارجی از چشم در آن دیده نمی‌شود. رنگ ماهی در حالت زنده صورتی است. تعداد کمی فلس در پشت باله سینه‌ای آن وجود دارد. دندان‌های حلقی دو ردیفه و مخروطی شکل هستند.

گونه دوم: سگ ماهی کور غار، با نام علمی «Paracobits smithi» از خانواده سگ ماهیان جویباری است. این نوع ماهی علاوه بر این که از داشتن چشم محروم است، رنگدانه و فلس هم ندارد. سه جفت سبیلک دارد که دومین جفت از آن‌ها به خوبی رشد کرده و به انتهای سومین جفت می‌رسد. متوسط طول بدن آن‌ها ۴۵ میلیمتر گزارش شده است.

مصلح غذایی, اصلاح تغذیه, مصلح, طب سنتی

طب ایرانی بر پایه نظریه اخلاط چهارگانه (سودا، صفرا، بلغم و خون) و نیز مفاهیم «مزاج» و کیفیت‌های چهارگانه سردی، گرمی، تری و خشکی بنا شده است. هر انسانی به طور سرشتی و ژنتیکی دارای طبیعت یا مزاجی است که موجب ویژگی‌های خاص جسمی، روحی و اخلاقی در وی می‌شود و رابطه او با دنیای پیرامونش و از جمله خوراکی‌ها را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
در جهان آفرینش، علاوه بر انسان‌ها، همه جانداران و حتی موجودات بی‌جان، رنگ‌ها، تصویرها، هواها، اقلیم‌های جغرافیایی و... طبع و مزاج خاص خود را دارند. هر ماده غذایی هم، بسته به طبع و مزاج خود، وقتی وارد بدن می‌شود موجب تولید نسبتی از اخلاط چهارگانه و ایجاد کیفیاتی در بدن می‌گردد. مثلاً کاهو، طبع سرد و تر دارد یا زنجبیل، گرم و خشک است.
انتخاب‌های مناسب با نوع مزاج
هر کس بسته به طبع و مزاج خود، باید خوراکی‌های مناسب حال خود را برگزیند و بیشتر آن‌ها را مصرف می‌کند. به عنوان مثال، فردی که طبع گرم دارد، باید غذاهای سردی‌افزا مصرف کند تا گرمی زیادی او تعدیل شود و در تندرستی و تعادل جسمی و گوارشی به سر ببرد. چنین فردی باید کمتر گرمی بخورد و موقع خوردن غذاهای گرم به اصلاح و تعدیل آن‌ها توجه داشته باشد.
البته تذکر دوباره این نکته، مهم است که «مصلح» ها لزوماً و صرفاً به اصلاح عوارض و کیفیات بد خوراکی‌ها مربوط نیستند و دیگر اینکه گاهی برای یک خوردنی یا نوشیدنی، مصلح‌های مختلفی بر اساس فرد خورنده یا دیگر شرایط محیطی توصیه شده است.
چند نمونه مهم
* مصلح باقلا: باقلا می‌تواند موجب نفخ و احساس سنگینی در سر و کاهش حافظه و همچنین دیدن خواب‌های آشفته و ایجاد خارش بدن شود. به همین خاطر توصیه شده پوست آن را بکنند و در آب بجوشانند و آب آن را دور بریزند و سپس بپزند و با روغن بادام و ادویه گرمی چون آویشن، گلپر، فلفل، پونه، دارچین و قرنفل (میخک) میل کنند.

* مصلح عدس: عدس برای افراد سوداوی‌مزاج و کسانی که دچار ضعف بینایی، بواسیر، برخی مشکلات گوارشی و ادراری هستند، مناسب نیست و زیاد خوردن آن موجب غلظت خون، کاهش بینایی، برخی مشکلات روحی چون اندوه و افسردگی، ایجاد برخی توده‌ها و ورم‌ها، قولنج، بواسیر، مشکلات قاعدگی، کاهش میل جنسی، دیدن خواب‌های مشوش و... می‌شود. مصلح عدس، پختن آن با روغن کنجد تازه یا روغن گاو و سرکه یا جو و خوردنش با گوشت یا گلپر است.

* مصلح ماهی: کیفیت غالب در ماهی‌ها، تری است. ماهی‌های دریای خزر بیشتر سرد و ترند و ماهی‌های خلیج پارس، بیشتر گرم و تر. به همین خاطر خوردن ماهی‌ها همراه با دوغ و ماست و سرکه و ترشی‌ها و دیگر خوردنی‌های افزاینده سردی و تری یا خوردن ماهی در فصل‌های سرد به‌ویژه زمستان بسیار نهی شده است. به همین خاطر است که در پختن ماهی‌ها از سبزی‌ها و ادویه گرم و مایل به خشکی استفاده می‌شود و به همراه آن، زیتون، سیر، دارچین، زنجبیل، فلفل، جوز هندی، گردو و خرما مصرف می‌گردد.
* مصلح ماست و دوغ: ماست و دوغ سرد و تر است و هرچه ترش‌تر و رقیق‌تر باشد، سردی و تری آن بیشتر خواهد بود. خوردن ماست برای افراد سردمزاج و کسانی که معده‌های سردی دارند مناسب نیست، دیرهضم است و مواد نامناسبی تولید می‌کند که به درد بدن نمی‌خورند و می‌توانند موجب بیماری‌های گوارشی، پوستی، عصبی و مفصلی شوند.
مصلح ماست هم ادویه گرم چون نعنا، پونه، گل‌سرخ، کاکوتی، زنیان، فلفل سیاه، آویشن، سیاهدانه و به‌ویژه زنجبیل است.
* مصلح برنج: طبیعت برنج خشک است اما در گرمی و سردی آن، حکما اختلاف دارند و بعضی آن را سرد، بعضی گرم و بعضی معتدل دانسته‌اند. حقیقت آن است که برنج «مرکب‌القوی» است و در گرم‌مزاجان، گرمی و در سردمزاجان، سردی پدید می‌آورد. البته روش پخت برنج هم مهم است زیرا اگر آن را در آب بجوشانند و آبکش کنند و چلو بپزند، جرم آن، سرد و آب آن، گرم می‌باشد اما اگر کته و یا دم‌پخت کنند، مایل به گرمی خواهد بود. توصیه شده برنج را به‌ویژه افراد سردمزاج با زیره، زعفران و شوید میل کنند.
* مصلح شیر، کره و خامه: کره، روغن و دیگر چربی‌ها و خوردنی‌های چرب، موجب تضعیف و رخوت معده می‌شوند و اشتهای فرد را از بین می‌برند و در صورت زیاده‌روی موجب اسهال می‌شوند. به همین خاطر توصیه شده این مواد همیشه به همراه نمک، شکر، عسل، مربا و... خورده شوند.
مصلح پنیر: مغز گردو، آویشن، سبزی‌های معطر، سیاه‌دانه، کنجد و زیره سیاه
مصلح سالاد خیار و گوجه و کاهو: هویج+روغن‌زیتون و انواع ادویه بسیار گرم مانند دارچین، زیره، پونه، نعناع و ...
مصلح مرکبات: گلپر، نمک و عسل
مصلح عام غذاهای گرم: سکنجبین
مصلح عام غذاهای سرد: عسل
مصلح گوشت‌های گرم: گشنیز، سماق و مرزه

http://s8.picofile.com/file/8278091042/%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%8C%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD_%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87.jpg