http://s2.picofile.com/file/8262646726/%D8%B1%D9%88%D8%AD.jpg

روح به موارد متعدّدي اطلاق مي‌شود.
1- يک نوع از روح آن است که در تشکيل تخمک مذکّر از يک سو و در تشکيل تخمک مؤنث از سوي ديگر شرکت دارد- زيرا هر دو تخم زنده‌اند و آنچه زندهاست يک شيء است که مطابق اصل تزويج بايد از دو بخش جسم روح تشکيل شده باشد.
2- نوع ديگر روحي است که از ترکيب تخمک‌هاي مذکر و مؤنث به وجود مي‌آيد و در تشکيل نطفه دخالت دارد, زيرا نطفه نيز به نوبت خود يک شيء و جسم است که اين هم بايد مطابق اصل تزويج مرکّب از جسم و روح باشد امّا درمرحله‌اي پيچيده‌تر و متکامل‌تر مي‌باشد.
3- روحي که در هنگام توّلد به شکل تنفّس (دم و بازدم) مستمراً وارد ريه مي‌شود و اکسيژن لازم را به بدن مي‌رساند و سموم را با بازدم دفع مي‌نمايد- کار اين روح که مشتق از کلمه ريح يعني باد است در جسم قرينه و زوج عمل خوردن و آشاميدن است.
و روح از اين نظر روح گفته شده که شبيه باد و مبداء حرکت و جنبش و آثار ديگر در اجسام است و وجودش ضرورت تام دارد و در عين حال مانند بادي که بي آلايش است پاک و نامريي و حيات بخش مي‌باشد.
5- روحي که بر آدم (ها) دميده مي‌شود و آنان را شايسته مي‌کند تا فرشتگان بر آنان سجده کنند:«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ»
6- روحي که بر خاصاني از بندگان خاصّ خداوند القاء مي‌شود تا به تبشير و انذار بندگان بپردازند: «يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ» روحي از عالم امر بر بعضي از بندگان خداوند القا مي‌شود تا از روز ملاقات (که روز حسابرسي است) مردم را بر حذر دارد. (سوره غافر , آيه15) نيز مفاد آيه (سوره سجده, آيه9) آيات متعدد ديگر- اين روح بيشتر در وجود پيامبران القاء مي‌شود.
7- روحي که به صورت آيات بر پيامبران و به خصوص در شکل آيات قرآن کريم بر حضرت رسول ا... نازل مي‌شود:«وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإِيمانُ...» و بدين گونه ما روحي (آياتي) از امر خويش بر تو وحي (نازل) کرديم در حالي که تو نمي‌دانستي کتاب چيست و ايمان چگونه است...(سوره شوري , آيه52)
8- روحي که به حضرت مريم دميده شد و او را حامله کرد:«وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا»(سوره انبياء, آيه91).
9- روحي که غالباً همراه پيامبران و تأکيد کننده‌ي آنان است:«وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» و به عيسي فرزند مريم (آيات) روشنگر داديم و او را با روح القدس (روان پاک) تأييد نموديم(سوره بقره, آيه87).
بنابر تعاريف قرآن کريم که به بعضي از آنها فوقاً اشاره کرديم, روح انواع معدّدي دارد و هر يک از آن انواع شأن و منزلتي مخصوص دارند- امّا روحها را مي‌توان دو نوع شناخت. يک نوع روح‌هايي يا جانهايي که منشاء زميني دارند و همراه شکل گيري جسم انسان‌ها و تغييرات جسمي‌به وجود مي‌آيند و متغير و در حال رشد هستند, مانند جان انسان‌ها از بدو ايجاد تخمکها و نطفه‌ها تا مراحل تولد و رشد و کمال و کهولت مي‌باشند – و نوع ديگر روح‌هايي که از آسمان يا عالم امر بر انسان‌هايي خاص نازل مي‌شوند:«تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» و حق هم همين است که بر اساس اصل تزويج «وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» چون خداوند روح آسماني خلق مي‌کند قرينه آن يعني روح يا جان زميني هم مي‌آفريند تا مهبط و کفوِ روح آسماني و وسيط و پيوند زننده آن با جسم آدميان باشد.
به نظر مي‌رسد که حيات موجودات متکامل از تزويج و تقارن و تعارون دو نوع جان زميني و روح آسماني به وجود مي‌آيد زيرا مطابق اصل تزويج:«وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» روح نيز که يک شي است ممکن نيست که از دو بخش متشکل نشده باشد امّا پس از تشکيل از دو بخش و تلفيق با جسم در زبان قرآن حيات يا نفس نااميد مي‌شود: «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خداوند نفسها را يا روحها را به هنگام مرگ آنها مي‌گيرد و آنرا که نمي‌ميرد در هنگام خوابيدنش مي‌گيرد, پس نفسِ آنرا که مرگ بر او عارض شده است نگاه مي‌دارد ديگري را که زمان مرگش فرا نرسيده است به بدن او پس مي‌فرستد تا زمان معين (که عمرش به پايان برسد) در اين (نظام روح گرفتنها به هنگام مرگ, و پس فرستادنها در هنگام خوابيدنها) رهنمودهاي روشني است براي انديشمندان(سوره زمر , آيه42).
کلمه نفس نيز مانند تمام کلمات ديگر قرآن کريم براي بيان مفاهيمي‌بسيار به کار برده شده است امّا شک نيست که يکي از مفاهيم آن نيز روح است, و همين روح يا روان است که به هنگام خواب موقتاً و به هنگام مرگ دائماً از بدن جدا مي‌شود و در يد قدرت خداوند قرار مي‌گيرد:«اللَّهُ يَتَوَفَّى ...»