در قدیم یک سلسله اعمال و علایمی وجود داشت که تا حدی به حفظ خاطره‌ها و اموری که باید حفظ شوند، کمک می‌کرد، نظیر: چوب‌خط‌های کوچک آلمانیهای قدیم و یا ریسمانهای گره‌خوردهٔ مردمان پرو از زمان اینکاها و یا گردن بندهای صدفی قوم ایروکوا به نام وامپون و بالاخره چوب‌خط‌های استرالیایی‌ها.

خط تصویری (به انگلیسی: Pictogram)‏ مرحله دوم از مراحل اساسی خط است در این مرحله برای اظهار یک فکر، صورت آنرا می‌کشیدند، مثلاً برای نوشتن یک حیوان، شکل آنرا می‌کشیدند.[۴] شاید احتیاج به حفظ خاطره‌ها و ثبت اندیشه‌ها، نخستین محرک پیدایش خط در بین اقوام ابتدایی بوده‌است. چراکه انسان اولیه برای حفظ اموری که می‌خواست سالهای دراز باقی بماند، ابتدا به رسم شکل و صور آنها پرداخت و تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کردو از این تصویرنگاری، خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویرها وعدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود.
روش تصویرنگاری در ابتدا به رسم صورت اشیاء می‌پرداخت، اما بعدها کمکم تصویرها شکل ساده تر و نمادین تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی نیز، علائمی قراردادی وضع شد. بدین ترتیب، بشر توانست با تصویر اشیایی شبیه به اندیشه‌ها، به نمایش اندیشه نیز اقدام کند، مثلا نقش دو پا نشانه راه رفتن وچشم اشک آلود نشانه اندوهگینی بود. این طریق نمایش اندیشه، در تاریخ خطوط، خط اندیشه نگار (به انگلیسی: Ideogram)‏ نام دارد.

در دنیای قدیم ما به چهار نوع خط اندیشه نگار بر می‌خوریم :خط گرجی،چینی‌،هیروگلیف،میخی

خط میخی و خط هیروگلیف علاوه بر تفاوت‌های ظاهری، در ابزار و نحوه نوشتن نیز با هم تفاوت داشتند. خط هیروگلیف با قلم نی و مرکب بر روی پاپیروس نگاشته می‌شد، درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی برآن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند. اولین یافته‌های نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های بین‌النهرین است.

دبیره و یا خَط هنر یا وسیله‌ای برای ثبت و نوشتن ذهنیات و تفکرات با استفاده از علائمی است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. جاحظ می‌گوید: خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار.در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را می‌اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای خط و نگارش نهاد.

واژهٔ خط واژه‌ای عربی است. واژهٔ «دبیره» در پارسی میانه برای همین معنی به کار می‌رفته‌است. این واژه در پارسی باستان و در سنگ‌نوشته‌های هخامنشی به شکل «دیپی» آمده‌است. داریوش بزرگ در سنگ‌نبشته بیستون چنین می‌نویسد:

تو که زین پس این «دیپی» بخوانی، کردهٔ من تو را باور شود، آن را دروغ مپندار» باز می‌گوید: «باخواست اهورامزدا مرا کرده‌های دیگری است که در این «دیپی» نوشته نشد، از این رو نوشته نشد که آن که این «دیپی» پس از این بخواند، او را کردهٔ من گزاف ننماید.

خط هیروگلیف مصری را مصریان اولین بار جهت نوشتن مطالب خود ابداع کردند. خط هیروگلیف مصریها یکی از قدیمی‌ترین روش‌های نوشتن است. برخی از این نوشته‌ها به ۳ هزار سال پیش از میلاد برمی‌گردد. خط هیروگلیف در مدتی بیش از ۳۰۰۰ سال زبان نوشتنی مصریها بوده‌است و کنده‌کاران و صنعتگران آن را در دیوار آرامگاه‌ها، ستون‌ها، تندیس‌ها، مهرها و ... به کار می‌برده‌اند. این دبیره که در حدود ۵ هزار سال پیش، از تصویرنگاری مشتق شد، نزدیک به ۵۰۰ علامت تصویری داشت. طرز نگارش آن به دو صورت عمودی و افقی بود که در آغاز هیروگلیف عمودی و سپس افقی پدید آمد.
هیروگلیف (Hieoglyph) به معنی «کنده‌کاری مقدس» است، این واژه یونانی است و از دو پاره تشکیل یافته‌است: hieros به معنی «مقدس» و glupho به معنی «کنده‌کاری».اما این نام، نام درستی برای نوشته‌های قدیمی مصر نیست و فقط بدین خاطر روی آن گذاشته شده‌است که وقتی برای نخستین بار، یونانیان قدیم آن را دیدند، پنداشتند این نوشته‌ها توسط کاهنان برای منظورهایی مقدس کنده‌کاری شده‌است.
ابتدا مصریها، همچون دیگر مردمان آن دوران در سرتاسر دنیا، نوعی صور نا پخته و بدوی را برای نوشتن به کار می‌بردند. حروف هیروگلیف صرفاً عبارت از تصاویری بود که هر یک نشان دهنده شیئی طبیعی بود: خورشید با یک صفحه گرد نشان داده می‌شد، ماه با یک هلال، آب با خطوط موج دار، انسان با کشیدن شکل انسان و... . ولی این تصاویر نمی‌توانستند مفاهیم انتزاعی و به طور کلی هر چه را که به چشم دیده نمی‌شد یا قابل به تصویر کشیدن نبود ـ مانند اندیشه، روشنایی، روز و ... ـ بیان کنند. از این‌رو در آن زمان خط هیروگلیف کم کم به سویی پیش رفت که بتواند نشانه عقاید شود تا تصویر حقیقی اجسام؛ مثلا دایره به جای این که فقط علامت خورشید باشد روز را هم نشان می‌داد و علامت دیگر «گردش» را هم می‌رساند. دانشمندان به این دست از نشانه‌ها، یعنی تجسم و نمایش عقاید و افکار (و نیز اجسام) با تصویر، «اندیشه‌نگاشت»می‌گویند. قدم بعدی در راه توسعه این خط ـ که همراه با پیدایش پاپیروس بود ـ این بود که به جای آن‌که از تصاویر برای نشان دادن اجسام استفاده کنند، آن‌ها را برای نشان دادن صداها بکار بردند؛ بدین ترتیب مصری‌ها توانستند هر واژه‌ای را که می‌دانستند بنویسند، خواه آن واژه معنی چیزی را می‌داد که کشیدنی بود خواه نبود. مصری‌ها فقط حروف بی‌صدا را بکار می‌بردند، درضمن همه حروفی را که در قدیم بکار می‌بردند نیز با حروف بعدی‌ای که پیدا می‌شد و بکار می‌آمد می‌آمیختند تا آن‌جا که این‌گونه ترکیب‌ها به قدری پیچیده شد که مردم معمولی از آن سر در نمی‌آوردند. به این نوع هیروگلیف پدید آمده، خط کاهنی (به انگلیسی: hieratic)‏گفته می‌شود. پس از آن هم با بهم‌ریختگی خط کاهنی، نوعی خط تندنویسی ایجاد گردید به نام خط عامیانه.
خط فارسی
اگرچه برخی معتقدند که خط حیری (کوفی) که بنیان خط عربی را می‌سازد، برگرفته و آموخته دبیران عربی است که در مراکز دیوانی شاهان ساسانی در شهرهای انبار و حیره مشغول بکار بوده‌اند و این اثرگذاری حتی در دوران پس از اسلام نیز بچشم می‌خورد. توسط ایرانیانی چون هرمزان سردار مشهور ایرانی، که پس از شکست و اسارت، به مدینه اعزام گردید، جزو مسلمانان سرشناس شد و حتی در زمره مشاوران عمر خلیفه دوم درآمده بود.و یا مردی بنام جفینة که از مسیحیان حیره بود و بمدینه برده شد تا درآنجا خط و کتابت به مردم بیاموزد.با اینحال اما به‌نظر بسیاری، پس از اسلام، تاریخ خط فارسی امروزی همان تاریخ خط عربی است.