راسپوتین،جنگ جهانی اول،انقلاب اکتبر روسیه
گریگوری راسپوتین که یک کشیش و راهب فقیر بود که درحال سفر بی هدف بود. وی از طرف هم روستاییانش بخاطر عقاید متفاوتش طرد شده بود.
راسپوتین در اولین روز ورودش به سنت پترزبورگ در کلیسایی حاضر میشود و ادعا میکند مریم مقدس او را لمس کردهاست. پدر روحانی آن کلیسا پس از لمس وی ناگهان در مقابلش زانو میزند و از همه افراد حاضر در آن کلیسا میخواهد از راسپوتین شفاعت بخواهد که بقیه نیز چنین میکنند.
راسپوتین در خاطرات خود میآورد که:مریم مقدس مرا را لمس کرد و به من گفت که به سنت پترزبورگ (لنینگراد) برو و فرزند امپراتور را شفا ده
کشیش کلیسا که از معدود افرادی بود که از بیماری الکسی با خبر بود و وی مرتباً در بالین الکسی حاضر میشد، راسپوتین را بعنوان فردی مقدس به دربار معرفی میکند، بدون اینکه از بیماری الکسی به وی خبر دهد. درواقع ملکه روسیه از راسپوتین دعوت میکند که به دربار برود. او با صدای خدمتکار وارد کاخ مجلل تزار نیکلای رومانف شد.
راسپوتین کنار تخت ولیعهد نشست. نگاهی به صورت رنجور الکسی کرد. دستش را به دست گرفت، چیزی زیر لب زمزمه کرد و با دست دیگر موهای الکسی را نوازش کرد. لحظهای بعد خونریزی الکسی بند آمد ازین پس بود که راسپوتین جای تمام پزشکان دربار را گرفت.
راسپوتین دائمالخمر بود. وی همیشه درحال مصرف مشروبات الکلی بود و از موسیقی کولیها نیز لذت میبرد.
اوائل وی تنها هر از گاهی به دربار رفتوآمد داشت و درباریان وی را به هنگام نیاز از کنار خیابان پیدا میکردند. اما پس از چندی راسپوتین جای خود را در دربار باز کرد و از آنجا که درباریان (بخصوص ملکه) آینده تاج و تخت روسیه را از جهت در اختیار قرار گرفتن آن تاج و تخت میان رومانفها در گرو راسپوتین میدانستند، راه را برای نفوذ بیشتر وی در سرنوشت روسیه باز کردند. از آنجا که وی از قشر بسیار تهی دست جامعه بود، تقریباً هیچ یک از آداب و رسوم دربار را رعایت نمیکرد. در غذا خوردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و صحبت کردن طوری بود که شاه به زور و زحمت و به اصرار ملکه حضور وی در دربارش را تحمل میکرد.
ملکه پس از چندی خانهای مجلل و زیبا را در اختیار راسپوتین قرار داد، خانهای که بعداً به نوعی شفاعتخانه برای زنان روسیه تبدیل شد. زنان بسیاری از هر سطح و قشر، چه از قشر درباریان و چه از اقشار دیگر، به خانه وی رفتوآمد میکردند تا وی در مورد مسائلی مانند خیانت همسرانشان پیش بینیهایی را انجام دهد (که تمام این پیش بینیها مو به مو درست از آب در میآمد)راسپوتین تقریباً تنها مراجعان خانم را قبول میکرد.
در روز ۲۸ جون ۱۹۱۴ با ترور دوک اعظم فراند فردیناند وارث تاج و تخت اتریش-مجارستان توسط یک دانش آموز بوسنیایی صرب به نام گاوریلو پرینسیپ بود. اتریش-مجارستان علیه صربستان اعلام جنگ کردند. قدرتهای دیگر اروپایی نیز به همراه اتریش-مجارستان علیه صربستان که از متحدان رسمی روسیه بود به پا خواستند.
دربار روسیه و اتریش علیرغم داشتن نسبت فامیلی با یکدیگر نتوانستند یکدیگر را قانع کنند و این سرآغازی شد برای وقوع جنگ جهانی اول، جنگی که در آن بیش از ۹ میلیون سرباز کشته و میلیونها تن نیز بی خانمان شدند.
روسیه ارتش خوبی داشت و در روزهای اول جنگ خوب پیش میرفت، اما وجود اختلاف بین فرماندهان جنگ این روند را تخریب کرد. تا جایی
که نگرانی شاه از سقوط دولتش در طی جنگ وی را بر آن داشت تا خود شخصاً در جبهههای جنگ حضور یابد، بی اطلاع از اینکه پیش از جنگ، نارضایتیهای داخلی موجبات سقوط وی را فراهم خواهد آورد. نقش راسپوتین را در جنگ نمیتوان نادیده گرفت.
از آنجا که خود شاه در دربار حضور نداشت و همسرش اداره امور جنگ را برعهده داشت، و نیز بعلت درست از آب درآمدن تمام پیش گوییها و پیش بینیهای راسپوتین، ملکه مستقیماً از طریق پیش بینیهای راسپوتین تاکتیکهای جنگی را به فرماندهان جنگ ابلاغ و آنها را موظف به تبعیت از آنها میکرد. به عقیده عدهای از مردم راسپوتین که خود از قشری رنجدیده بود، عمداً پیش بینیهای غلطی انجام میداد تا موجبات سقوط حکومت رومانفها را فراهم آورد.
پس از شکستهای پی در پی ارتش روسیه در جنگ، مردم و همچنین درباریان به نفوذ بیش از حد راسپوتین در دربار اعتراض کردند و خواستار اعمال راه حل اساسی در این باره شدند. آنها حتی در نامهای به ملکه انزجار خود را از این موضوع ابراز کردند که با بی توجهی ملکه روبرو شدند.
گفتنی است مرگ راسپوتین حتی بیشتر از زندگی وی معروف است. در ۳۰ دسامبر ۱۹۱۶ شاهزاده فلیکس از وی میخواهد برای مداوای همسر زیبایش به خانهاش برود. راسپوتین پس از چند بار امتناع از قبول این درخواست، سرانجام با اصرار زیاد طرف درخواست را میپذیرد. پس از آن وی نامه معروفش را مینویسد که هم اکنون در موزه ملی سنت پترزبورگ روسیه از آن نگهداری میشود. قسمتی از متن نامه مذکور بدین شکل است:
مادر (منظور ملکه میباشد)، میدانم که مرگ من نزدیک است. امروز آخرین لحظات زندگیم را سپری میکنم. اما آگاه باشید. اگر من توسط روستاییان و کولیها و هم قطارانم به قتل رسیدم بدانید که هیچ خطری شما و مردم روسیه را تهدید نمیکند، اما اگر من توسط یکی از افراد دربار یا فامیلهای شما بقتل رسیدم، بدانید که شما و خانوادهتان و کل اهل دربار بیش از ۲ سال زنده نخواهید ماند و به دست مردم روسیه کشته خواهید شد.... دوستتان دارم، پدر گریگوری راسپوتین.
راسپوتین به خانه شاهزاده فلیکس میرود با کیک ها و شراب مسموم شده به سیانور پذیرایی میشود و با گلوله و چاقو مورد حمله قرار می گیرد.
درست همانگونه که راسپوتین در نامهاش پیش بینی کرده بود با انقلاب اکتبر روسیه در سالهای ۱۹۱۶ و ۱۹۱۷ به نابودی خاندان رومانوفها انجامید.
در این مجموعه بیش از 1000مطلب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه شده است.