به یاد شهدای ایران زمین

به مناسبت سالگرد آزادی خرمشهر و نبرد چالدران

 نبرد خرمشهر

هر رزمنده ای رد می شد می ایستاد ما را نگاه می کرد که هندوانه میخوریم و گریه می کردیم شاید فکر میکردند ما موجی های عملیات هستیم ،های های گریه می کردیم.
هندوانه میخوردیم اشک از چشمانمان سرازیر بود آب هندوانه از لب و لوچه مان.

بعد از عملیات که به خرّمشهر رسیدیم جاسم را دوره کردیم شیرینی آزادی شهرش را بدهد.

او از شوق دیدار خانۀ آزاد شده اش (هنوز خط تثبیت نشده بود) در باغچۀ خانۀ نیمه مخروبه شان تخم هندوانه می کاشت. گفت:"بذارید این هندوانه برسه او وخت".

هندوانه ها رسیده بود. ما بنا بر وصیت جاسم میهمان خانۀ مخروبه اش شدیم.

شیرینی آزادی شهرش را با شیرینی شهادتش می خوردیم.


نبرد چالدران
جنگ چالدران، نام نخستین نبرد دولتهای‌ صفوی و عثمانی در دشت‌ چالدران‌ است، که در نزدیکی شهرستان چالدران در شمال غربی ایران به تاریخ ۲ رجب ۹۲۰ ه.ق رخ داده است. نتیجه این نبرد پیروزی قاطعانه سپاهیان عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول بر سپاه صفوی به فرماندهی شاه اسماعیل صفوی بود.
در این جنگ نیروهای قزلباش که در حدود ۴۰ هزار تن بودند با سپاه حدود ۱۰۰ هزار نفری عثمانی جنگیدند و به دلیل کمی نفرات و نداشتن سلاح گرم از سپاه عثمانی شکست خوردند. این در حالی بود که ارتش عثمانی دارای توپخانه و تفنگهای انفرادی بود، ولی سربازان ایرانی با شمشیر، نیزه، و تیر و کمان می‌جنگیدند. البته صفویان پیش از این جنگ سلاح‌های آتشین در اختیار داشته و به روش استفاده از آن‌ها آشنایی داشتند و شاه اسماعیل برای رسیدن به سلطنت از توپ و تفنگ استفاده کرده بود و دلیل استفاده نکردن از این سلاح‌ها در جنگ چالدران تنها ناشی از سیاست‌های جنگی آن‌ها بود. از آن‌جا که توپخانه تحرک سواره نظام را محدود می‌کرد، در جنگ‌های صحرایی از توپخانه استفاده نمی‌کردند و در مواردی نیز که مورد استفاده قرار گرفت موثر واقع نشد. همچنین ایرانیان ذاتاً به سلاح آتشین بیعلاقه بودند و استفاده از آن را ناجوانمردانه و ناشی از جبن می دانستند.