1.نماز ريائي : ابن طاووس از يکي از پارسايان نقل کرده نمازهاي سي ساله خود را که در صف اول جماعت به جاي ميآوردم اعاده کردم و سبب اعاده آنها آن بود ، روزي به خاطر عذري دير به مسجد آمده و محل خالي در صف اول نيافته که به ايستم ناچار در صف دوم اقتدا کردم در خاطرم احساس شرمندگي نموده که مردم پس از سي سال مرا در صف دوم مشاهده ميکنند ، دانستم همه نمازهاي سي ساله من توام با رياکاري بوده و از اينکه مردم مرا در صف اول مي ديده و مصداق سابقان در خيرات ميدانسته لذت مي بردم.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 13

2.دشمن : بزرگمهر حکيم گفته همه گونه دشمنان با من به دشمني پرداختند و هيچ دشمني را دشمن تر از نفس اماره نيافتم.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 13

3. بهلول : يکي از عُباد گفت هنگامي به زيارت اهل قبور رفتم ، بهلول را در گورستان ملاقات کردم ، پرسيدم در اينجا چه مي کُني ؟ در پاسخ گفت با مردمي مجالست ميکنم که مرا آزار نمي دهند و اگر از آخرت غفلت کنم مرا به ياد آخرت مي اندازند و اگر غيبت کنم از من غيبت ننمايند.   کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 16

4. غفلت از خدا : يکي از بزرگان گفته در شگفتم از کسي که پروردگارش را شناخته و از او به اندازه يک چشم به هم زدن غفلت ميکند.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 21

5. دل عاصي : يکي از صوفيها گفته اگر از من بپرسند چه چيزي از نظر تو شگفت آور تر است ؟ در پاسخ مي گويم دل خداشناس معصيت کار.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 21

6. بيم از زنان : يکي از دانشمندان گفته من از زنان بيشتر بيمناکم تا از شيطان زيرا خدا حيله گري شيطانرا در قرآن کريم ضعيف شمرده و کيد زنان را عظيم انگاشته.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 33

7. ديگري گفته خويشاوندي نيازمند به دوستي است و دوستي احتياجي به خويشاوندي ندارد.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 44

8. نيشابوري : ذيل آيه شريفه (( اليوم نختم علي افواههم و تکلمنا ايديهم )) مي نويسد : در بعضي از اخبار صحيحه وارد شده اعضاء و جوارح آدمي در روز قيامت عليه او شهادت مي دهند در اين هنگام مويي از پلک چشمش به حرکت مي آيد و اجازه مي گيرد تا شهادت دهد حقتعالي ميفرمايد اي مو شهادت ده و آن چنان که بايد براي بنده ام گواه باش آن مو شهادت مي دهد از خوف تو گريسته گناهانش بخشيده ميشود و منادي از طرف خدا ندا مي دهد اين آدم بر اثر شهادت مويش بخشيده شد.   کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 53

9. يکي از عُرفاء گفته پس از آنکه خداي متعال به پدر ما آدم (ع) فرمود : تو و همسرت در بهشت به سر بريد و پدر ما مرتکب گناه واحدي شد او را از بهشت بيرون کردند ما با آن همه گناهان که پيوسته مرتکب مي شويم چگونه متوقعيم ما را در بهشت پايدار بسازند.  مولف گويد : همين مضمون را در کتاب سفر الحجاز به پارسي سروده ايم :

جد تو آدم بهشتش جاي بود          قدسيان کردند مرويرا سجود

يک گنه ناکرده گفتندش تمام          مذنبي مذنب برو بيرون خرام

تو طمع داري که با چندين گناه          داخل جنت شوي اي رو سياه


کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 57
 
10. تا به جايي رسيد دانش من    که بدانستمي که نادانم   __  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 61

 11. سعدي :

تا سگان را وجوه پيدا نيست        مشفق و مهربان يکديگرند

لقمه اي در ميانشان انداز            که تهيگاه يکديگر بدرند   

کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 76

12. وصيت سليمان (ع) : از جمله وصيتها و سفارشات حضرت سليمان بن داوود خطاب به بني اسرائيل فرمود : در درون خود جز پاکيزه وارد مسازيد و از دهان خود جز پسنديده بيرون نياوريد ، يعني غذاي حلال بخوريد و سخن درست بگوييد.   کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 78

13. نان حلال : پارسائي گفته اگر گِرده نان حلالي به دست آوردم آنرا مي سوزانم سپس مي کوبم و به صورت داروئي در ميآورم و با آن بيماران را معالجه مي کنم. کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 78

 14. نخستين وصال : سمنون محب گفته نخستين وصاليکه براي بنده دست مي دهد که به حق اتصال پيدا مي کند از خود گذشتگي است و اولين هجران از حق به خود دلبستگي است.  کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 79

15. حسن دهلوي :

 يکسر مو دلت سفيد نگشت        هيچ مو در تنت سياه نماند
ايحُسن توبه آنگهي کردي            که تو را قوت گناه نماند   
 
کشکول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 81