http://s8.picofile.com/file/8296449200/photo_2017_05_31_10_29_19.jpg

لینک ویدئو شرح حدیث از کلام استاد الهی قمشه ای

روایتی را از (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که حضرت فرمودند:
خداى عز و جل به چیزى كه نیكوتر از عقل باشد پرستش نشده است و مؤمن خردمند نگردد تا آنگاه كه ده خصلت در او گرد آید:
1. به نیكی او امیدوارى باشد
2. مردم از شر و بدی او در امان باشند؛ یعنی خیالشان راحت باشد که او به کسی بدی و ستم نمی کند.
3. كمترین خوبى دیگران را بسیار بزرگ می شمارد.
4. خوبی فراوان خود را بسیار اندك می بیند.
5. در تمام عمر خود از دانش‏جویی و طلب علم خسته نمی شود.
6. از مراجعه نیازمندان به نزد او ناراحت نمی شود.
7. خوارى و فروتنی را از سربلندى دوست تر داشته باشد.
8. تنگدستی را از ثروتمندى دوست‏ تر دوست تر داشته باشد.
9. بهره‏ اش از دنیا همان خوراك روزانه باشد.
10. دهم، چه دهمی!
كسی را نبیند مگر آنكه با خود گوید: كه از من بهتر و پرهیزكارتر است.
كه مردم دو قسم بیشتر نیستند؛
مردمى كه واقعا از او بهتر و پرهیزكارتر هستند.
و قسم دیگرى كه از او بدتر و پست‏تر است.
پس چون كسی را بیند كه از او بهتر است و پرهیزكارتر براى او فروتنی كند تا مگر به مقام او برسد
و چون كسی را كه بدتر و پست‏ تر از او است ملاقات كند گوید: نیكی این شخص در نهان است و بدى‏ اش در عیان و شاید فرجام كارش خیر باشد.
پس چون چنین كرد بزرگواریش والاتر شود و بر اهل زمان خود سرور گردد.

متن عربی حدیث
عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (ص‏لی الله علیه و آله) لَمْ یُعْبَدِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ
وَ لَا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ عَاقِلًا حَتَّى یَجْتَمِعَ فِیهِ عَشْرُ خِصَالٍ
1. الْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ
2. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ
3. یَسْتَكْثِرُ قَلِیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ
4. وَ یَسْتَقِلُّ كَثِیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ
5. وَ لَا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ عُمُرِهِ
6. وَ لَا یَتَبَرَّمُ بِطُلَّابِ الْحَوَائِجِ قِبَلَهُ
7. الذُّلُّ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ
8. وَ الْفَقْرُ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنَى
9. نَصِیبُهُ مِنَ الدُّنْیَا الْقُوتُ
10. وَ الْعَاشِرَةُ وَ مَا الْعَاشِرَةُ
لَا یَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ أَتْقَى
إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ فَرَجُلٌ هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى وَ آخَرُ هُوَ شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى
فَإِذَا رَأَى مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى تَوَاضَعَ لَهُ لِیَلْحَقَ بِهِ
وَ إِذَا لَقِیَ الَّذِی هُوَ شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى قَالَ عَسَى خَیْرُ هَذَا بَاطِنٌ وَ شَرُّهُ ظَاهِرٌ وَ عَسَى أَنْ یُخْتَمَ لَهُ بِخَیْرٍ
فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ عَلَا مَجْدُهُ وَ سَادَ أَهْلَ زَمَانِهِ.