شب یلدا،یلدا،میلاد مسیح مقدس

 http://s3.picofile.com/file/8229068884/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7.jpg
 
« یلدا» یک واژۀ سُریانی به معنای میلاد و تولد است. شب یلدا شب تولد خورشید، نماد و مظهر میترا(ایزد مهر) است. بنابر باورداشت های ایرانیان خورشید در واپسین شب پائیز، یعنی آخرین شب ماه آذر، باز زاده می شود و در نخستین روز دی ماه از فصل زمستان که روزش مُنتَسَب به خورشید و « خور» و ماهش مُنتَسَب به آفریدگار جهان و کائنات، اورمَزد نامیده می شود، طلوعی تازه دارد.
 
نظر به روی تو هربامداد نوروزی است
شب فراق توهرگه که هست یلدایی است
سعدی
 
بنا بر نوشتۀ پورداود در یشت ها، روز یک شنبه، روز مخصوص خورشید (Sunday) و روز 25 دسامبر، روز جشن ظهور خورشید یا مهربوده و نزد مهرپرستان روز مهر دانسته می شده است. عیسویان سدۀ چهارم میلادی 25 دسامبر را روز زایش عیسی مسیح قرار دادند و یک شنبه را هم روز برخاستن و به آسمان صعود کردن او دانستند (پورداود،1/419- 420).
باورِ تاریخی است که برخی از دانشمندان، جشن میلاد مسیح (نوئل) را در اصل جشن ظهور میترا (دهخدا، ذیل «یلدا» و به احتمال فراوان مسیح را جلوه ای از ایزد میترا دانسته اند. قدمای ما نیز بنا بر استدلال بالا، به پیوند یلدا با تولد مسیح یا مهر قایل بودند.

سنایی می گوید:
به صاحب دولتـی پــیـوند اگرنامـی همی جویــی
که از یک چاکری عیسی، چنان معروف شد یلدا
 
خاقانی می گوید:
توجان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا

حافظ می گوید:
صحبـت حـُکّام ظلمـت شـب یلداست
نور زخورشید جوی، بو که برآید
 
سعدی در باره یلدا گوید:
روزرویش چو برانداخت نقاب ازسرزلف
گویی از روز قیامت، شب یلدا برخاست
 
انار
امام صادق (ع) فرمودند: «به کودکانتان انار بخورانید که سبب سرعت رشد و جوانی آنها می‌شود» و فرمودند: «انار را با پیه بخورید که آن معده را دباغی می‌کند و بر ذهن می‌افزاید.»
پزشکان گفته‌اند: انار خون را تصفیه می‌کند و خلط ‌آور است و برای کسانی که مزاج گرم دارند خوب است و تنگی‌ها را می‌گشاید و ملین شکم و مقوی کبد و مفید برای یرقان و طحال و خفقان و قلب و سرفه حاد است، صدا را صاف می‌کند و سبب ایجاد نشاط در صورت می‌شود و بدن را سیراب می‌سازد و برای درمان کرم‌های روده مؤثر است.
در سخن امام تأمل کن که فرمود: انار سبب سرعت در جوانی می‌شود، خواهی دید که همه این خواص که پزشکان گفته‌اند در این جمله بیان شدده است؛ زیرا کودکان به رشد کامل نمی رسند مگر اینکه خونشان صاف و خلط بیرون آید و کبد قوی شود و صورت نشاط پیدا کند و بدن سیراب شود.
همچنین در سخن امام که فرمود: «انار معده را دباغی می‌کند»، تأمل کن، خواهی دید که معده وقتی دباغی می‌شود که رطوبت زاید آن که باعث سستی اعصاب معده می‌شود، خشک گردد، غذا را بهتر هضم می‌کند و چون غذا خوب هضم شود، خون پاکیزه تولید می‌کند و در بدن نیرویی تولید می‌شود که در مقابل بیماری‌ها مقاومت می‌کند.

ذخیره‌ی الکتریسیته در کاغذ

http://s6.picofile.com/file/8228897618/%DA%A9%D8%A7%D8%BA%D8%B0_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1.jpg

به تازگی با استفاده از مواد نسبتا ساده شامل سلولوز گیاهی و نوعی پلمیر و آب، کاغذی ساخته شده است که توانایی ذخیره‌ی بار الکتریکی را دارد. این کاغذ در صورت تولیدِ صنعتی می‌تواند تحول بزرگی را در زمینه‌ی ساخت باتری‌ها و خازن‌ها و قطعات الکترونیکی دیگر به وجود آورد.
این ماده که با نام کاغذِ توان (power paper) شناخته می‌شود در ظاهر همانند یک ورقه‌ی پلاستیکی نازک به نظر می‌رسد و پژوهشگران برای تفریح و درعین حال برای نشان دادن مقاومت آن، یک ساختار اوریگامی به شکل قو ساخته‌اند. شالوده‌ی ساختاری این ماده نانوسلولوزی است که به صورت فیبرهای سلولوز بوده و با استفاده از فشار بسیار زیاد آب این مواد به فیبرهای نازکی به ضخامت ۲۰ نانومتر می‌شوند. با حل کردن فیبرهای سلولوز در آب و در ادامه با افزودن پلیمرهای بارداری با نام (PEDOT : PSS) به محلول، در نهایت شاهد شکل‌گیری پوششی از پلیمرها روی فیبرها خواهیم بود.
در ماده‌ای که پس از این فرایند به دست می‌اید، فیبرها درون لایه‌های پلیمری بوده و مایع بین آنها همانند الکترودها عمل می‌کند.
ماده‌ی سلولزی‌پلیمری تازه ساخته شده توانسته است در میزان انتقال همزمان یون‌ها و الکترون‌ها یک رکورد جهانی جدید را به ثبت برساند که این امر در واقع توانایی شگفت‌انگیز این ماده را برای ذخیره انرژی نشان می‌دهد. از سویی این ماده زمینه را برای فراهم‌اوری و گسترش ظرفیت های ذخیره‌ی بیشتر فراهم ساخته است. بر خلاف باتری‌ها و خازن‌هایی که امروزه موجود هستند، این کاغذِ توان، از مواد ساده‌ای ساخته شده است؛ سلولوز تجدیدپذیر و پلیمرهایی که به سادگی در دسترس‌اند. همچنین این کاغذ سبک است و دارای مواد شیمیایی خطرناک یا فلزات سنگین نیست و در کنار همه‌ی اینها ضد‌آب هم هست.
کاغذ توان همانند خمیر کاغذسازی معمولی به نظر می‌رسد که در فرایند کاغذسازی این خمیر خشک می‌شود. چالش اصلی پژوهشگران، پیدا کردن یک فرایند ساخت در مقیاس صنعتی برای این کاغذ است.

چهار مورد از رکوردهای ثبت شده توسط این کاغذ در زیر آورده شده‌اند:

۱. بالاترین مقدار شارژ و ذخیره در الکترونیک آلی به مقادیر به ترتیب یک کلمب و ۲ فاراد.
۲. بالاترین مقدار جریان الکتریکی اندازه‌گیری شده در میان رساناهای آلی به اندازه‌ی یک آمپر.
۳. بالاترین ظرفیت برای انتقال همزمان یون‌ها و الکترون‌ها.
۴. بالاترین مقدار ترارسانایی (رسانایی سراسری) در یک ترانزیستور به اندازه‌ی یک سیمنز.

نقاشی رومیان و چینیان،آینه هستی

http://s3.picofile.com/file/8228371418/%D8%B9%D8%B4%D9%82_1_.jpg

رومیان و چینیان

نقاشان چینی با نقاشان رومی در حضور پادشاهی، از هنر و مهارت خود سخن می گفتند و هر گروه ادعا داشتند كه در هنر نقاشی بر دیگری برتری دارند.
شاه گفت: ما شما را امتحان می كنیم تا ببینیم كدامشان، برتر و هنرمندتر هستید.
چینیان گفتند: ما یك دیوار این خانه را پرده كشیدند و دو گروه نقاش ، كار خود را آغاز كردند. چینیها صد نوع رنگ از پادشاه خواستند و هر روز مواد و مصالح و رنگِ زیادی برای نقاشی به كار می بردند.
بعد از چند روز صدای ساز و دهل و شادی چینیها بلند شد، آنها نقاشی خود را تمام كردند اما رومیان هنوز از شاه رنگ و مصالح نگرفته بودند و از روز اول فقط دیوار را صیقل می زدنند.
چینیها شاه را برای تماشای نقاشی خود دعوت كردند.
شاه نقاشی چینیها را دید و در شگفت شد. نقشها از بس زیبا بود عقل را می ربود.
آنگاه رومیان شاه را به تماشای كار خود دعوت كردند. دیوار رومیان مثلِ آینه صاف بود. ناگهان رومیها پرده را كنار زدند عكس نقاشی چینیها در آینة رومیها افتاد و زیبایی آن چند برابر بود و چشم را خیره می كرد شاه درمانده بود كه كدام نقاشی اصل است و كدام آینه است؟


عرفا مانند رومیان هستند.

دل خود را از بدی و كینه و حسادت پاك كرده اند
سینة آنها مانند آینه است.
همه نقشها را قبول میكند و برای همه چیز جا دارد. دل آنها مثل آینه عمیق و صاف است. هر چه تصویر و عكس در آن بریزد پر نمی شود.
آینه تا َابد هر نقشی را نشان می دهد. خوب و بد، زشت و زیبا را نشان می دهد و اهلِ آینه از رنگ و بو و اندازه و حجم رهایی یافته اند. آنان صورت و پوستة علم و هنر را كنار گذاشته اند و به مغز و حقیقت جهان و اشیاء دست یافته اند. همة رنگها در نهایت به بیرنگی می رسد.
رنگها مانند ابر است و بیرنگی مانند نور مهتاب. رنگ و شكلی كه در ابر می بینی، نور آفتاب و مهتاب است. نور بیرنگ است.

http://s1.picofile.com/file/8228371392/%D8%B9%D8%B4%D9%82_2_.jpg

 

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود

دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

من در پی خویشم به تو بر می خورم اما

در تو شده ام گم به من دسترسی نیست
 
***

اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم

ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم

اگرچه روبرویی مثل آئینه با من

ولی چشمام بَسَم نیست برای سیر دیدن

نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم

همه دل ها رو میخوام که عاشق تو باشم

تویی عاشق تر از عشق تویی شعر مجسم

تو باغ قصه از تو سحر کل کرده شبنم

تو چشمات خواب مخمل شراب ناب شیراز

هزار می خونه آغاز ، هزار و یک شب راز

میخوام تو رو ببینم نه یکبار نه صد بار به تعداد نفسهام

برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشما رو میخوام

تو رو باید مثه گل نوازش کرد و بوئید

با هر چی چشم تو دنیاست، فقط باید تو رو دید

تو رو باید مثه ماه رو قله ها نگاه کرد

با هرچی لب تو دنیاست تو رو باید صدا کرد

میخوام تو رو ببینم نه یکبار نه صد بار به تعداد نفسهام

برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشما رو میخوام