منیزیم برای سلامتی ،منیزیم برای صنعت خودرو

http://s9.picofile.com/file/8295488350/%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9%DB%8C.jpg

منیزیم و سلامتی بدن
منیزیم معدنی برای قلب، عضله و کلیه مهم و مفید است. این ماده قسمتی از دندان و استخوان شما را می‌سازد. مهم‌تر از همه، این ماده آنزیم‌ها را فعال می‌کند، به شما انرژی می‌دهد و به کارکردن بهتر بدن کمک می‌کند. این ماده همچنین استرس، افسردگی و بیخوابی را کاهش می‌دهد. ویتامین ب۶ به جذب منیزیوم مورد نیاز کمک می‌کند و با منیزیوم در بسیاری از کارها همکاری می‌کند. منیزیم در بسیاری از غذاها قابل دسترس است. اگرچه بسیاری از مردم در ایالات متحده منیزیم کافی از رژیم غذایی شان دریافت نمی‌کنند. قرص‌های مغذی تنها می‌تواند به شما مقدار منیزیم دریافتی را نشان دهد. دانشمندان روشهای مختلفی برای مشخص کردن میزان منیزیم غذاهای متفاوت پیدا کرده‌اند. علاوه بر این بسیاری از غذاها به طور کامل تجزیه نشده‌اند.
بیماریهای طبی مشخصی تعادل منیزیم بدن را بهم می‌زند. برای مثال همراه با استفراغ یا اسهال می‌تواند منجر به کمبود منیزیم به طور موقتی شود. بیماریهای معده و روده، دیابت. التهاب پانکراس، عملکرد بد کلیه و داروهای دیورتیک (ادرارآور) می‌تواند باعث کمبود طولانی مدت منیزیم شود. اگر مبتلا به یکی از بیماریهای ذکر شده هستید برای منیزیم مورد نیاز مصرفی تان، با پزشک معالج مشورت کنید.
کاربردها
مصرف کافی منیزیم می‌تواند در موارد زیر به شما کمک کند:
جلوگیری از سخت رگی (تصلب شرایین)
جلوگیری از حمله و سکته قلبی
کاهش فشار خون
کاهش چربی زرد (کلسترول) و تری کلیسرید خون
تصحیح بی نظمی‌های ضربان قلب
توقف حمله حاد آسم
کاهش میزان نیاز به انسولین در صورت دیابتی بودن
جلوگیری از تشکیل سنگ کلیه
درمان بیماری کرون
درمان سر و صدای ناشی از کاهش شنوایی
بهبود بینایی در صورت داشتن آب سیاه
کاهش گرفتگی ماهیچه، زود پریشی، خستگی، افسردگی و احتباس مایع مرتبط با قاعدگی
جلوگیری از عوارض جدی آبستنی مانند پره اکلامپسی و اکلامپسی
نگهداری و تجدید سطح انرژی طبیعی بدن
بهبود چگونگی خواب
کاهش دل نگرانی و افسردگی
کاهش آزارها و آثارها استرس

منابع غذایی
غنی‌ترین منبع منیزیم شامل (TOFU)، آجیل (بادام، پسته، گردوی سیاه، ...) تخم کدو، بادام زمینی، برگ سبر سبزیجات، غلات، گندم، آرد سویا، تخم کتان و ملاس ....
منابع خوب دیگر برای منیزیم آرد گندم، آرد جو، چغندر سبز، اسفناج، خرده گندم، حبوبات، جودوسر، موز، سیب زمینی (با پوست)، پسته. همچنین می‌توانید منیزیم را از بسیاری گیاهان گونه‌های علف‌ها و جلبک‌ها به دست آورید، برای مثال: جلبک آگار، گشنیز، شوید، دانه غلات، شاه‌پسند، خردل خشک، ریحان، پودر کاکائو، تخم رازیانه، مرزه، تخم زیره، تخم ترخون، تخم مرزنجوش و تخم خشخاش.
اشکال دیگر
منیزیم به اشکال مختلف در دسترس است. بهترین فرم آن به صورت «قابل حل» عرضه می‌شود، که بدن راحتتر منیزیم این ترکیب را جذب می‌کند. این ترکیبات قابل حل به صورت کپسول ژلاتینی است. مکمل‌های توصیه شده منیزیم شامل سیترات منیزیم، گلوکونات منیزیم و لاکتات منیزیم است.
دیگر منابع هم خانواده منیزیم شامل شیر منیزیم (هیدروکید منیزیم) که اغلب به عنوان یک ملین یا آنتی اسید استفاده می‌شود، نمکهای «ایپوم» (سولفات منیزیم) که به عنوان یک ملین یا تقویت کننده استفاده می‌شود و یا به وان حمام اضافه می‌شود. بعضی از اشکال منیزیم از طریق پوست قابل جذب است.
چگونگی مصرف
شما باید مقدار کمی از منیزیم را در روز با یک لیوان پر از آب مصرف کنید (تا باعث اسهال نشود) مقادیر توصیه شده روزانه به شرح زیر است:
مردان بزرگسال بین ۱۹ تا ۳۴ سالگی: ۴۰۰ میلی‌گرم بعد از ۳۰ سالگی: ۴۲۰ میلی‌گرم
زنان بزرگسال بین ۱۹ تا ۳۴ سال: ۳۱۰ میلی‌گرم بالاتر از ۳۰ سال ۳۲۰ میلی‌گرم
پسران در سن ۱۴ تا ۱۸ سال: ۴۱۰ میلی‌گرم
دختران در سن ۱۴ تا ۱۸ سال: ۳۶۰ میلی‌گرم
بچه‌ها در سن ۹ تا ۱۳ سال: ۲۴۰ میل گرم، بچه‌ها در سن ۴ تا ۸ سال ۱۳۰ میلی‌گرم و بچه‌های سن ۱ تا ۳ سال: ۸۰ میلی‌گرم.

موارد احتیاط
اگر بیماری شدید کلیوی یا قلبی دارید بدون مشورت پزشک از مکمل‌های منیزیم استفاده نکنید.
مصرف بیش از حد شیر منیزیم (به عنوان مسهل یا آنتی اسید) یا نمکهای ایپسوم (به عنوان مسهل یا تقویت کننده) باعث می‌شود که شما مقادیر زیادی منیزیم هضم کنید، بویژه اگر مشکل کلیوی داشته باشید. مصرف زیاد منیزیم باعث ایجاد مشکلات جدی برای سلامتی و حتی مرگ می‌شود.
تداخل‌های احتمالی
بعضی از غذاها، نوشیدنی‌ها و داروها، باعث از دست دادن منیزیم بدن می‌شود.
سدیم (نمک)، کافئین، الکل، فیبر، ریبوفلاوین به میزان زیاد، انسولین دیورتیک‌ها (ادرارآور) و دیجیتال‌ها است.
بعضی از غذاها، نوشیدنی‌ها و داروها، بدن را برای مصرف منیزیم مورد نیاز با مشکل و سختی روبرو می‌کند. اینها شامل کلسیم، آهن، منگنز، فسفر. روی و چربی است.

http://s9.picofile.com/file/8295488418/%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88.jpg

⚙️🛠 اهمیت  در صنایع خودرو سازی 🏎🚘
سال 1986 در فرمول یک فرانسه موتور هوندا Honda RA302 آتش گرفت و راننده آن Joseph "Jo" Schlesser سوخت و در گذشت او به خطر کار خود کاملا واقف بود.
امروزه طراحان صنعتی ، ارتباط و همکاری تنگاتنگی با تولیدکنندگان منیزیم برقرار نموده‌اند. شاهدی بر این مدعا این است که ۷۰ درصد منیزیم ریخته‌گری تولیدی برای صنعت خودرو تهیه می‌شود. کاهش وزن خودرو به اندازه ۱۰۰ کیلوگرم باعث کاهش مصرف ۵۱ درصد لیتر بنزین در۱۰۰ کیلوگرم می‌شود.
پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آینده وزن قطعات ریخته‌گری شده از منیزیم به طور میانگین در هر خودرو به ۴۰ کیلوگرم برسد. استفاده از منیزیم در موتورهای احتراق داخلی وزن آن‌ها را از ۱۲۰۰ کیلوگرم به ۹۰۰ کیلوگرم کاهش داده است.
در جایگزینی آلیاژ موتور به ترتیب ۳۵ درصد و ۷۵ درصد کاهش وزن در جایگزینی منیزیم با آلومینیوم و چدن ایجاد می‌شود. اگرچه افزایش استفاده از آلیاژهای منیزیم در صنعت خودرو به میزان ۱۵ درصد در هر سال از دهه قبل ادامه داشته است اما این جایگزینی فقط ۱تا ۴ کیلوگرم باعث کاهش وزن خودروها شده است.
در صورتی که این عدد ۱۲۰ کیلوگرم برای آلومینیوم و پلاستیک برای یک خودرو ۱۵۰۰ کیلوگرمی تولید شده در آمریکای شمالی می‌باشد.توانایی مناسب در جذب ارتعاشات و اینرسی کم که به وزن سبک این عنصر باعث استفاده از آن در قطعات تحت سرعت بالا و قطعاتی که تحت تغییر سرعت‌های ناگهانی قرار می‌گیرند شده است.
مثال‌هایی از این دست شامل چرخ اتومبیل، پیستون‌های موتورهای احتراقی، قطعات پر سرعت ماشین و تجهیزات هواپیما و هلی‌کوپتر می‌باشد. کاربرد آلیاژهای منیزیم در صنعت اتومبیل آمریکا در مواردی همچون فرمان اتومبیل، صندلی‌ها، گیربکس، سیستم تهویه هوا، مخزن سوخت و … است.

خیام مرد حیرت

http://s8.picofile.com/file/8295409484/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85.jpg

در كتاب‌ عمر خيام‌ نيشابوري‌ حكيم‌ و شاعر كه‌ به‌ سال‌ 77 و 79 توسط‌ انتشارات‌ سرح‌ نو به‌ چاپ‌ رسيده‌ به‌ اين‌ سؤ‌ال‌ اجمالاً‌ چنين‌ پاسخ‌ مي‌دهيم‌ كه‌ انتساب‌ رباعيات‌ عمر خيام‌ به‌ علي‌ خيام‌ - يا چنان‌ كه‌ مدعي‌ مي‌گويد برعكس‌ آن‌ - نيازمند دلايل‌ نقلي‌ و مستندات‌ استواري‌ است‌ كه‌ بالفعل‌ وجود ندارد؛ يعني‌ در منابع‌ قديم‌ حتي‌ يك‌ رباعي‌ به‌ علي‌ خيام‌ نسبت‌ داده‌ نشده‌ است‌ و دو بيت‌ شعر عربي‌ كه‌ در معجم‌ الالقاب‌ ابن‌ فوطي‌ از علي‌ خيام‌ نقل‌ شده‌ بسيار عادي‌ و كم‌ ارزش‌ است‌ و از هر گونه‌ دلالتي‌ در موضوع‌ مانحن‌ فيه‌ عاري‌ است.
‌اما اينكه‌ معماهاي‌ مطرح‌ شده‌ در رباعيات‌ همانها باشد كه‌ در رسالات‌ فلسفي‌ خيام‌ بدانها جواب‌ داده‌ شده، جوابش‌ به‌ گمان‌ بنده‌ همان‌ است‌ كه‌ خود استاد مطهري‌ فرموده‌ است: «خيام‌ مي‌خواهد سر به‌ سر قشريون‌ و متكلمان‌ بگذارد». (خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ايران، ص‌ 557) و ما اين‌ مطلب‌ را شكافته‌تر بيان‌ خواهيم‌ كرد.
‌به‌ روزگار جواني‌ خيام‌ متكلمان‌ اشعري‌ بر حوزه‌ها تسلط‌ داشتند و خود خيام‌ شاگرد ابوالمعالي‌ جويني‌ بوده‌ است. اشعريان‌ جبري‌ بودند و به‌ ترجيح‌ بلامرجح‌ در فعل‌ صانع‌ قائل‌ بودند. خيام‌ در رباعياتش‌ با تأكيد بر جبري‌ گري‌ مي‌خواهد متناقض‌ بودن‌ نظريه‌ آنان‌ را به‌ رخ‌ بكشد؛ حال‌ آنكه‌ در رساله‌ جواب‌ به‌ سه‌ سؤ‌ال‌ افراط‌ در جبر را «هذيان» مي‌داند و البته‌ جبر معتدل‌ را كه‌ همان‌ جبر علمي‌ است‌ مي‌پذيرد؛ به‌ زبان‌ امروز دترمينيسم‌ در برابر فاتاليسم.
‌خيام‌ در رباعيات‌ ظاهراً‌ بر بي‌هدف‌ بودن‌ صنع‌ تأكيد مي‌ورزد، و منظورش‌ مقابله‌ با متكلمان‌ اشعري‌ است. در واقع‌ از نظريه‌ي‌ حكما كه‌ نفي‌ غرض‌ از باري‌ تعالي‌ مي‌نمودند، دفاع‌ مي‌نمايد و اين‌ همان‌ نكته‌اي‌ است‌ كه‌ در ترجمه‌ي‌ خطبه‌ غرأ ابن‌ سينا آورده‌ است: «ايزد عز‌ و علا را در هيچ‌ چيز غرض‌ نبوده، كه‌ غرض، از عجز و نقصان‌ صاحب‌ باشد» (كليات‌ آثار، 415). ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در اين‌ مسئله‌ نيز تعارضي‌ ميان‌ رسائل‌ خيام‌ و رباعيات‌ وجود ندارد. موضع‌ خيام‌ جدلي‌ است؛ يعني‌ از مسلمات‌ خصم، عليه‌ خود او استفاده‌ مي‌كند.
‌در مسئله‌ فيض‌ و صدور يا عنوان‌ «سلسلة‌الترتيب» كه‌ از فلسفه‌ افلوطين‌ وارد نظام‌ مشائي‌ شده‌ است، خيام‌ نظريه‌ي‌ رسمي‌ مشائيان‌ را بيان‌ مي‌كند و مي‌گويد اين‌ نظريه‌ مورد قبول‌ من‌ و استادم‌ بوعلي‌ سينا واقع‌ شده، اما نمي‌دانم‌ اين‌ از ضعف‌ نفس‌ ما بوده‌ است‌ يا في‌ الواقع‌ قوتي‌ در اين‌ نظريه‌ وجود دارد! ملاحظه‌ مي‌فرماييد كه‌ چگونه‌ رندانه‌ شانه‌ از زير بار خالي‌ كرده‌ و به‌ زبان‌ بي‌زباني‌ مي‌خواهد برساند كه‌ اين‌ نظريه‌ مي‌تواند مورد ترديد باشد. البته‌ خيام‌ به‌ عنوان‌ بزرگ‌ترين‌ مدرس‌ فلسفه‌ي‌ مشائي‌ در عصر خودش‌ و اينكه‌ «تالي‌ تلو بوعلي‌ سينا» به‌ حساب‌ مي‌آمد ناچار نظريه‌ي‌ رسمي‌ مشائي‌ را بيان‌ كرد، اما همو در رباعيات‌ به‌ فلسفه‌ي‌ ذرات‌ كه‌ نظريه‌ي‌ ذيمقراطيس‌ و اپيكور است‌ اشاره‌ها دارد؛ حال‌ آنكه‌ بوعلي‌ سينا در شفا فصلي‌ در رد‌ نظريات‌ اصحاب‌ ذره‌ آورده‌ است.

مشائي‌ شكاك ؟

در اينجا ممكن‌ است‌ اين‌ سؤ‌ال‌ يا اشكال‌ پيش‌ بيايد كه‌ خيام‌ به‌ عنوان‌ مدرس‌ فلسفه‌ي‌ مشائي‌ شكاك‌ نيست‌ و به‌ امكان‌ علم‌ و معرفت‌ معتقد است، اما در رباعيات‌ شكاك‌ به‌ نظر مي‌آيد، و اين‌ چگونه‌ قابل‌ جمع‌ خواهد بود؟ پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌ حتي‌ بزرگ‌ترين‌ نماينده‌ي‌ فلسفه‌ي‌ مشائي‌ در جهان‌ اسلام، يعني‌ بوعلي‌ سينا شخصاً‌ در مسائل‌ اصلي‌ وجود اظهار تحير نموده‌ است. مرحوم‌ محمد تقي‌ جعفري‌ مي‌نويسد: «خيام‌ در كتابهاي‌ علمي‌ و فلسفي‌اش‌ مانند يك‌ دانشمند و فيلسوف‌ با تفكرات‌ عالي‌ و فلسفي‌ و علمي‌ حركت‌ مي‌كند و الهيات‌ و نظم‌ هستي‌ و هدف‌ آن‌ براي‌ خيام‌ همان‌ گونه‌ مطرح‌ است‌ كه‌ براي‌ ابوعلي‌ سينا. با اين‌ حال‌ در رباعياتي‌ كه‌ به‌ وي‌ نسبت‌ داده‌ شده، مطالب‌ نيهيليستي‌ [و] پوچ‌ گرايي‌ مشاهده‌ مي‌شود». يعني‌ استاد جعفري‌ بوعلي‌ سينا را اهل‌ يقين‌ قطعي‌ پنداشته‌ و خيام‌ سراينده‌ي‌ رباعيات‌ را بر خلاف‌ آن‌ انگاشته‌ است. پاسخ‌ ما اين‌ است‌ كه‌ بوعلي‌ نيز هم‌ در رباعيات‌ منسوب‌ بدو و هم‌ در كتابهاي‌ فلسفي‌ مشهورش‌ دچار حيرت‌ است:
دل‌ گرچه‌ در اين‌ باديه‌ بسيار شتافت‌ / يك‌ موي‌ ندانست‌ ولي‌ موي‌ شكافت‌
اندر دل‌ من‌ هزار خورشيد بتافت‌ / آخر به‌ كمال‌ ذره‌اي‌ راه‌ نيافت‌
‌ممكن‌ است‌ بگوييد صدور اين‌ رباعي‌ از بوعلي‌ سينا مسلم‌ نيست، اما همو در رساله‌ التعليقات‌ گفته‌ است: آگاهي‌ يافتن‌ از حقايق‌ اشيأ در توان‌ انسان‌ نيست. ما از اشيأ جز خواص‌ و لازمه‌ها و اعراض‌ آنها رانمي‌ شناسي. ما حقيقت‌ خدا و عقل‌ و نفس‌ و فلك‌ و آتش‌ و هوا و آب‌ و خاك‌ را نمي‌شناسيم‌ ما حقيقت‌ جوهر را هم‌ نمي‌شناسيم‌ (التعليقات، ص‌ 34-5). بوعلي‌ سينا در رسالة‌ الحدود از امكان‌ تعريف‌ اشيأ عذر خواسته‌ مي‌گويد: اين‌ كار براي‌ بشر نزديك‌ به‌ محال‌ است. در شرح‌ شفا، دشتكي‌ از قول‌ بوعلي‌ آورده‌ است‌ كه‌ تعريف‌ موجود از راه‌ فاعل‌ و منفعل، تعريف‌ به‌ اخفي‌ است. پي‌ بردن‌ به‌ موجبات‌ يك‌ چيز يا تأثيرات‌ آن‌ ساده‌تر از شناخت‌ خود آن‌ چيز نمي‌باشد. حتي‌ حواس، ما را به‌ يقين‌ نمي‌رساند و ما به‌ رؤ‌يت‌ ذرات‌ ريز موفق‌ نمي‌شويم. در شرح‌ الالهيات‌ في‌ الشفا ملامهدي‌ نراقي‌ در توضيح‌ كلام‌ بوعلي‌ آورده‌ است‌ كه‌ از علل‌ تحير، يكي‌ اين‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ از فضلا حرف‌ ديگري‌ زده‌اند، و هيچ‌ يك‌ از آرأ بر ديگري‌ رجحان‌ ندارد، و حتي‌ مشاهير چيزهايي‌ گفته‌اند كه‌ بالبداهه‌ پذيرفتني‌ نيست. به‌ قول‌ خيام:
آنان‌ كه‌ به‌ حكمت‌ دُر‌ معني‌ سفتند / اول‌ ز نخي‌ زدند و آخر خفتند
‌و نيز بوعلي‌ سينا در قصيده‌ي‌ مزدوجه‌ كه‌ همراه‌ منطق‌ المشرقيين‌ به‌ چاپ‌ رسيده، حجيت‌ آداب‌ و رسوم‌ و مشهورات‌ را مورد شك‌ قرار مي‌دهد و چنين‌ مي‌سرايد:
و لو توهمنا بانا الاناجئنا الي‌ الدنيا و مآ اتانا
ري‌ ولارسم، ولاآداب‌امكننا في‌ كلها الارتيابُ‌
‌هم‌ در علوم‌ حقيقي‌ يعني‌ مسائل‌ وجود و هم‌ در علوم‌ اعتباري‌ يعني‌ آنچه‌ به‌ آيينها و سنتهاي‌ چيره‌ بر زندگي‌ بشر مربوط‌ مي‌شود، بوعلي‌ به‌ يقين‌ قطعي‌ باور نداشته‌ است. خيام‌ در رساله‌ي‌ كون‌ و تكليف‌ آورده‌ است‌ كه‌ «لِميت‌ [=چرايي] را به‌ ذات‌ واجب‌ راه‌ نيست‌ و هيچ‌ يك‌ از اوصاف‌ باري‌ نيز چرايي‌ ندارد.
‌به‌ نظر بنده‌ در رباعيات‌ اصيل‌ خيام، آنجا كه‌ از بي‌هدفي‌ در جهان‌ ظاهراً‌ سخن‌ گفته‌ مي‌شود، در واقع‌ تقرير همين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ انديشه‌ي‌ بشري‌ به‌ كنه‌ امور نمي‌رسد، و لذا نه‌ منافاتي‌ ميان‌ رسائل‌ خيام‌ و رباعيات‌ اصيلش‌ هست‌ و نه‌ بوعلي‌ سينا و خيام‌ از دو خانواده‌ فكري‌ مي‌باشند. اگر خيام‌ آنوسيست‌ است‌ محققان، بوعلي‌ را هم‌ به‌ چنين‌ وصفي‌ ستوده‌اند.
‌حتي‌ در مسئله‌ معاد نيز نظريه‌ي‌ بوعلي‌ و خيام‌ در واقع‌ يكي‌ است، يا نزديك‌ است؛ چرا كه‌ بوعلي‌ اثبات‌ معاد جسماني‌ را منوط‌ و مربوط‌ به‌ قول‌ مُخبر صادق‌ كرده‌ است‌ و ظاهر رباعيات‌ مسلم‌ خيام‌ در اين‌ موضوع‌ نيز جز اين‌ را نمي‌رساند و دلالت‌ بر نفي‌ قطعي‌ معاد نمي‌نمايد.

تنها اختلاف‌ بوعلي‌ و خيام‌

به‌ گمان‌ اين‌ جانب‌ خيام‌ و بوعلي‌ سينا فقط‌ در مسئله‌ ذرات‌ اختلاف‌ نظر دارند و در اين‌ مسئله‌ خيام‌ به‌ محمدبن‌ زكريا رازي‌ نزديك‌ مي‌شود كه‌ متكلمان‌ (و نيز مشائيان) با وي‌ در چند مسئله‌ مهم‌ درگيري‌ داشته‌اند. تفصيل‌ اين‌ مسائل‌ را در كتاب‌ في‌ التوحيد النيسابوري‌ مي‌توان‌ ملاحظه‌ نمود. اهميت‌ اين‌ كتاب‌ از لحاظ‌ بحث‌ ما در اين‌ است‌ كه‌ مؤ‌لفش‌ نيشابوري‌ و همزمان‌ با دوران‌ كودكي‌ خيام‌ نوشته‌ شده‌ و نشان‌ مي‌دهد چه‌ انديشه‌هايي‌ در آن‌ حوزه‌ مطرح‌ بوده‌ است.
‌در اين‌ كتاب، راجع‌ به‌ ازلي‌ و ابدي‌ بودن‌ ماده‌ از قول‌ كساني‌ چنين‌ نقل‌ مي‌كند: «با آنكه‌ هيچ‌ وقت‌ جسم، از اعراضِ‌ فاني‌ شدن‌ غير متأخر از جسم‌ خالي‌ نمي‌باشد، اما اينكه‌ خود جسم، باقي‌ ماندني‌ [و ابدي] باشد، ممتنع‌ نيست، همچنان‌ كه‌ جسم‌ مي‌تواند در حالي‌ كه‌ زماناً‌ مقدم‌ بر حوادث‌ نيست، قديم‌ و [ازلي] بوده‌ باشد. و نيز از قول‌ محمد بن‌ زكريا رازي‌ آورده‌ است: عادل‌ و حكيم‌ بودن‌ صانع‌ جز با داشتن‌ يك‌ غرض‌ نفع‌ رساننده‌ به‌ مخلوقات، روا نيست‌ و نفع‌ يعني‌ سرور و لذت‌ ببخشد، بدين‌ گونه‌ اثبات‌ صانع‌ حكيم‌ در نظر رازي‌ به‌ نفي‌ و نقض‌ آن‌ مي‌كشد.

خيام‌ رباعيات‌ همان‌ خيام‌ مشائي‌ است‌

اينك‌ نكاتي‌ از رسالات‌ علمي‌ و فلسفي‌ خيام: در مقدمه‌ شرح‌ ما اشكل‌ من‌ مصادرات‌ اقليدس‌ مي‌نويسد: «جزيياتِ‌ علوم، غير منضبط‌ و اسباب‌ آن‌ بي‌نهايت‌ است‌ و با اين‌ عقلهاي‌ انساني‌ قابل‌ احاطه‌ نيست» و اين‌ همان‌ حيرت‌ علمي‌ خيام‌ است‌ كه‌ از عمده‌ترين‌ مضامين‌ رباعيات‌ مي‌باشد؛ چون‌ او به‌ دنبال‌ يقين‌ رياضي‌ بوده، مي‌گويد: هندسه‌ ذهن‌ انسان‌ را عادت‌ مي‌دهد كه‌ از هر چه‌ برهاني‌ نيست‌ مشمئز باشد و اين‌ يادآور نقيضِ‌ گفتار بعضي‌ متكلمان‌ است‌ كه‌ مي‌گفتند: آموختن‌ حساب‌ و هندسه‌ خوب‌ نيست، چون‌ در ذهن‌ انسان‌ اين‌ شبهه‌ را به‌ وجود مي‌آورد كه‌ معتقدات‌ ديني‌ هم‌ بايد به‌ همان‌ استواري‌ بوده‌ باشد.
‌خيام‌ در مقدمه‌ي‌ رساله‌ي‌ جبر و مقابله، از دنياپرست‌ شدن‌ عالم‌ نمايان‌ اظهار ناراحتي‌ مي‌كند و اين‌ از مضامين‌ عادي‌ رباعيات‌ اوست‌ كه‌ جمعي‌ نادان‌ خود را دانا مي‌دانند يا دانا مي‌نمايانند. ديگر از مضامين‌ رسالات‌ خيام‌ و اشعار عربي‌ مسلم‌ الصدور او، برحذر داشتن‌ از اعتماد به‌ دوست‌ نمايان‌ و اهل‌ زمانه‌ است؛ چنان‌كه‌ گويد: «از اهل‌ زمانه‌ به‌ كه‌ كم‌گيري‌ دوست» و در شعر عربي‌ گفته: «بالله‌ لا تألفي‌ ما عشت‌ انسانا» و نيز سفارش‌ به‌ قناعت‌ و دوري‌ از منت، چنان‌ كه‌ گويد: «تا چند كشي‌ منت‌ دونان‌ و خسان» و يا «قانع‌ به‌ يك‌ استخوان‌ چو كركس‌ بودن...» كه‌ مطابق‌ است‌ با شعر عربي‌ خيام: «اذا قنعت‌ نفسي‌ بميسور بلغة...».
‌گمان‌ مي‌كنم‌ تا اينجا اجمالاً‌ توانسته‌ باشيم‌ نشان‌ دهيم‌ خيام‌ رياضي‌ دان‌ و فيلسوف‌ مشائي‌ صاحب‌ رسالات، مي‌تواند سراينده‌ي‌ رباعيات‌ معدود مسلم‌ در نارسايي‌ انديشه‌ و معلومات‌ بشري، و حيرت‌ در مسائل‌ مرگ‌ و زندگي‌ و شكوه‌ از جهل‌ مقلدان‌ و كينه‌ ورزي‌ معاندان، و سفارش‌ به‌ اغتنام‌ فرصت‌ و استفاده‌ بهينه‌ از لحظه‌ لحظه‌ حيات...بوده‌ باشد. حال‌ دو سؤ‌ال‌ مهم‌ باقي‌ مي‌ماند: يكي‌ اينكه‌ سرگذشت‌ رباعيات‌ چه‌ بوده‌ است؟ و ديگر اينكه‌ چگونه‌ مي‌توان‌ بعضي‌ مطالب‌ متعارض‌ و متناقض‌ در احوال‌ خيام‌ را توجيه‌ نمود و خصوصاً‌ با آثار وي‌ وفق‌ داد؟
همه‌ مشائيان‌ زبان‌ درازي‌ كردند؟ مثل‌ خيام!
اين‌ قطعي‌ است‌ كه‌ فيلسوفان‌ حتي‌ فيلسوفان‌ مشائي‌ كه‌ به‌ اندازه‌ي‌ سراينده‌ رباعيات‌ خيامي‌ زبان‌ درازي‌ نكرده‌اند، مورد مخالفت‌ و حتي‌ هدف‌ كينه‌ متكلمان‌ قشري‌ بوده‌اند. همه‌ مي‌دانيم‌ محمد غزالي ، فارابي‌ و ابن‌ سينا را در سه‌ مسئله‌ قديم‌ بودن‌ عالم، نحوه‌ي‌ علم‌ باري‌ به‌ جزئيات‌ و معاد، تكفير نموده‌ است. برخورد خصمانه‌ يا به‌ هر حال‌ معارضه‌ي‌ غزالي‌ با خيام‌ نيز در حكايات‌ آمده‌ و از آن‌ حكايات‌ اجمالاً‌ برمي‌آيد كه‌ خيام‌ با همه‌ي‌ محافظه‌كاري‌ و احتياط‌ در تدريس‌ همچون‌ بوعلي‌ سينا هدف‌ اتهام‌ قرار گرفته، تا آنجا كه‌ از خود نفي‌ فلسفي‌ گري‌ مي‌نمايد:
دشمن‌ به‌ غلط‌ گفت‌ كه‌ من‌ فلسفي‌ ام /‌ ايزد داند كه‌ آنچه‌ او گفت‌ نيم‌
اما چو در اين‌ دير خراب‌ آمده‌ ام / ‌آخر كم‌ از آن‌ من‌ بدانم‌ كه‌ كيم؟
و در رباعي‌ ديگري‌ منسوب‌ به‌ خيام‌ مي‌خوانيم:
پيوسته‌ مرا ملحد و بي‌دين‌ گويي‌ / انصاف‌ بده‌ ترا رسد كاين‌ گويي؟

خيام، مردي‌ موحد است‌

بنده‌ بدون‌ هيچ‌ تقيه‌اي‌ عرض‌ مي‌كنم‌ خيام‌ مردي‌ موحد و مسلمان‌ و حتي‌ متشرع‌ بوده‌ است، اما يقيناً‌ افكار او در سطحي‌ بسيار والاتر از كساني‌ است‌ كه‌ از روي‌ جهالت‌ يا عناد با وي‌ درافتاده‌اند و اينكه‌ نوشته‌اند از ترس‌ زبان‌ بدگويان‌ به‌ حج‌ رفت، اجتهاد در برابر نص‌ است؛ زيرا از باطن‌ اشخاص‌ جز خدا كسي‌ اطلاع‌ ندارد و بايد دلالت‌ ظواهر را پذيرفت. با اين‌ مقدمه، مي‌توان‌ تصور كرد كه‌ خيام، خلجانات‌ ذهني‌ و انديشه‌هاي‌ ناساز با مشهورات‌ عصر را در قالب‌ رباعيات‌ معدودي‌ ريخته‌ و در حاشيه‌ي‌ كتابها يا پاره‌ كاغذي‌ يادداشت‌ مي‌نمود و شايد براي‌ بعضي‌ دانايان‌ همنفس‌ خود مي‌خوانده‌ و اين‌ اشعار در يادداشتها و در اذهان‌ باقي‌ مانده، تا در يكي‌ دو نسل‌ بعد، پس‌ از رفع‌ محظورات‌ خانوادگي، به‌ تدريج‌ ظهور و بروز يافته. چنان‌ كه‌ فخر رازي‌ د راواخر قرن‌ ششم‌ يك‌ رباعي‌ مشهور را بدو نسبت‌ داده‌ كه‌ مرصادالعباد نيز دو دهه‌ پس‌ از آن، همان‌ رباعي‌ با يكي‌ ديگر به‌ طور قطع‌ به‌ خيام‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ و به‌ تفضيلي‌ كه‌ در كتاب‌ عمر خيام‌ نيشابوري، حكيم‌ و شاعر بيان‌ كرده‌ام، نشر رباعيات‌ خيام‌ عمدتاً‌ از ناحيه‌ شاهفور اشهري‌ نواده‌ي‌ خيام‌ و شاگرد ظهير فاريابي‌ در منطقه‌ي‌ آذربايجان‌ حدس‌ زده‌ مي‌شود؛ چنان‌ كه‌ منابع‌ عمده‌ي‌ رباعيات‌ خيام‌ در قرن‌ هفتم‌ از همين‌ منطقه‌ است. بديهي‌ است‌ به‌ تدريج‌ اشعاري‌ در همان‌ مضامين‌ ضميمه‌ي‌ اشعار اصيل‌ شده‌ و حتي‌ از لحاظ‌ تعداد، غلبه‌ي‌ كلي‌ با رباعيات‌ منحول‌ مي‌باشد. اين‌ بحثي‌ است‌ كه‌ هنوز بسته‌ نشده، احتمالاً‌ همچنان‌ كه‌ ملك‌ الشعراي‌ بهار اظهار نظر كرده، آنچه‌ قطعي‌ و يقيني‌ و مسلم‌ الصدور است‌ حدود دوازده‌ رباعي‌ مي‌باشد، و البته‌ باز مي‌بايست‌ منتظر تحقيقات‌ جديد باشيم.
خيام‌ به‌ جاي‌ يك‌ رساله، يك‌ رباعي‌ نوشته‌ (همچون‌ نيچه)
به‌ گمان‌ من‌ رباعيات‌ خيام‌ بعضاً‌ عنوان‌ طرح‌ يك‌ بحث‌ كلامي‌ و فلسفي‌ را داشته‌ و همچنان‌ كه‌ صاحب‌ طربخانه‌ تصريح‌ كرده‌ است، خيام‌ به‌ جاي‌ يك‌ رساله‌ يك‌ رباعي‌ نوشته‌ است. بعضي‌ اوقات‌ شعر جنبه‌ي‌ اعتراض‌ دارد: «كالاعتراض» چنان‌ كه‌ عنوان‌ فصل‌ دوم‌ طربخانه‌ نيز چنين‌ است: «في‌ الحكميات‌ و الاسئلة‌ الحكمية‌ و الاعتراضات...». مسلم‌ است‌ كه‌ سؤ‌ال‌ و اعتراض، خصوصاً‌ در مسائل‌ عقلي، لزوماً‌ حكايت‌ از اعتقاد نمي‌كند. صاحب‌ طربخانه‌ مي‌نويسد: «يك‌ نوبت‌ حضرت‌ حكمت‌ مآبي‌ [يعني‌ خيام] اين‌ رباعي‌ را به‌ طريق‌ اعتراض‌ حكما نوشته‌ به‌ حضرت‌ شيخ‌ الاسلامي‌ فرستاد (و ايشان‌ جواب‌ فرستادند): دارنده‌ چو تركيب‌ طبايع‌ آراست...».
‌خيام‌ مي‌خواسته‌ است‌ به‌ متكلمان‌ يا مدعيان‌ معرفت‌ جزمي‌ حالي‌ كند كه‌ همچنان‌ كه‌ شما بر حكما ايرادها داريد، سخنان‌ خود شما نيز بي‌اشكال‌ نيست. او با تمسخر از كساني‌ ياد مي‌كند كه‌ «از عجز دروغهاي‌ خوش‌ مي‌گويند».
‌فلسفه‌ از حيرت‌ آغاز مي‌شود و به‌ حيرت‌ مي‌انجامد. در عرفان‌ نيز يكي‌ از مراحل‌ مهم‌ حيرت‌ است، البته‌ حيرت‌ عرفاني‌ با حيرت‌ فلسفي‌ يكي‌ نيست‌ و بنده‌ تأويل‌ عرفاني‌ رباعيات‌ خيام‌ را كه‌ از ديرباز رايج‌ بوده‌ و از متأخرين‌ نيز مرحوم‌ كيوان‌ قزويني‌ بدان‌ پرداخته‌ است، موجه‌ نمي‌دانم؛ اما داستان‌ مرگ‌ خيام‌ آنگونه‌ كه‌ نوشته‌اند نشان‌ از يك‌ جايگاه‌ والا در خداشناسي‌ راستين‌ دارد: «امام‌ محمد بغدادي‌ داماد عمر الخيامي‌ گويد مطالعه‌ي‌ كتاب‌ الهي‌ از كتاب‌ الشفا مي‌كرد؛ چون‌ به‌ فصل‌ واحد و كثير رسيد چيزي‌ در ميان‌ اوراق‌ مطالعه‌ نهاد و مرا گفت‌ جماعت‌ را بخوان‌ تا وصيت‌ كنم. چون‌ اصحاب‌ جمع‌ شدند به‌ شرايط‌ قيام‌ نمود و به‌ نماز مشغول‌ شد و از غير اعراض‌ كرد. نماز خفتن‌ بگزارد و روي‌ بر خاك‌ نهاد و گفت: اللهم‌ اني‌ عرفتك‌ علي‌ مبلغ‌ امكاني، فاغفرلي‌ فان‌ معرفتي‌ اياك‌ وسيلتي‌ اليك. و جان‌ به‌ حق‌ سپرد».
و چه‌ نيكو گفت‌ استاد همايي‌
اين‌ گفتار را با نقل‌ عبارتي‌ به‌ تلخيص‌ از مرحوم‌ استاد جلال‌ همايي‌ كه‌ هم‌ اسلام‌ شناس‌ و هم‌ خيام‌ شناس‌ بوده، پايان‌ مي‌بريم: «در افق‌ انديشه‌ي‌ امثال‌ ابوالعلأ معر‌ي‌ و خيام‌ كه‌ متهم‌ شده‌اند، مفهوم‌ كفر و الحاد كه‌ مولود فلسفه‌ مادي‌ قرون‌ جديده‌ است، ابداً‌ و مطلقاً‌ وجود نداشته...حدود وسعتِ‌ فكر اين‌ گونه‌ اشخاص‌ در ظرف‌ تنگ‌ افهام‌ عوام‌ نمي‌گنجد و از اين‌ جهت‌ كه‌ نه‌ حقيقت‌ شريعت‌ و نه‌ معني‌ واقعي‌ سخنان‌ ايشان‌ را درك‌ كرده‌اند، بي‌درنگ‌ تهمت‌ فسق‌ و كفر بر ايشان‌ مي‌بندند. بل‌ كذبوا بما لم‌يحيطوا بعلمه.

پی نوشت :

 مواردي‌ از برخورد غزالي‌ با خيام‌ را در كتابهاي‌ قديم‌ آورده‌اند. جالب‌ اينكه‌ صاحب‌ طربخانه‌ مي‌نويسد: غزالي‌ كتاب‌ «حكمة‌العين» را مخفيانه‌ نزد خيام‌ مي‌خواند (ص‌ 145). مرحوم‌ جلال‌ الدين‌ همايي‌ به‌ درستي‌ مي‌نويسد كه‌ كتاب‌ مرسوم‌ به‌ «حكمة‌العين» از آنِ‌ كاتبي‌ قزويني‌ متوفي‌ 675ق‌ است. به‌ گمان‌ بنده‌ در اينجا براي‌ مؤ‌لف‌ي‌ يا كاتبِ‌ طربخانه‌ اشتباه‌ رخ‌ داده، و مرادش‌ عيون‌ الحكمة‌ ابن‌ سينا بوده‌ است.

فلسفه مَشّاء یا مکتب مشاء مکتبی از فلسفه است که از آموزه‌های ارسطو الهام می‌گیرد. در عین حال، فلسفه مشایی، یکی از سه شاخه اصلی فلسفه اسلامی است که از فلسفهٔ یونان و به ویژه ارسطو و تفاسیر نوافلاطونی آن سرچشمه گرفته‌است.

ریشه‌شناسی کلمه

کلمه مَشّاء به معنی راه‌رونده یا بسیار راه‌رونده است. ارسطو در پنجاه و سه سالگی پس از بازگشت به آتن مدرسه خود لیسیوم را بنا نهاد. ارسطو در هنگام تدریس معمولاً قدم می‌زد و بدین سبب «لیسیوم» به مدرسه مشائی (راه رونده) معروف گردید. به این ترتیب، پیروان ارسطو را مشائی می‌گویند و در یونانی این کلمه «پریپاتتیکوس» است. همچنین گفته می‌شود چون آنان برای کشف حقیقت متوسل به تعقل می‌شدند و فکر را به کار می‌انداختند، آنان را مشاء گفتند، یعنی مشی فکر می‌کردند.

ویژگی‌ها

در فلسفه ارسطویی و مشاء بیشتر بر استدلال و برهان تأکید می‌شود، در حالی که در فلسفه افلاطونی و فلسفه اشراق علاوه بر استدلال، کشف و شهود نیز راه دارد. در روش اشراقی برای تحقیق در مسایل فلسفی و مخصوصا حکمت الهی تنها استدلال و تفکرات عقلی کافی نیست، سلوک قلبی و مجاهدات نفس و تصفیه آن نیز برای کشف حقایق ضروری و لازم است.

تقسیم فلسفه به مشائی و اشراقی در عین اینکه یکی از تقسیمات فلسفه اسلامی است. در حقیقت پیروان ارسطو عموماً مشائی و پیروان افلاطون اشراقی نامیده میشوند. در وجه تسمیه مشاء اقوال مختلفی گفته شده‌است. برخی علت این نامگذاری را عادت ویژه ارسطو در تدریس ذکر کرده اند. گفته میشود ارسطو به هنگام تدریس فلسفه قدم می زده‌است. برخی نیز وجه آن را این دانسته اند که چون عقل و اندیشه این فلاسفه پیوسته در مشی و حرکت بوده فلسفه آنان به فلسفه مشاء مشهور شده‌است؛ چرا که حقیقت فکر همان حرکت به سوی مقدمات و از مقدمات به سوی نتایج است. در میان فلاسفه اسلامی کندی، فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی و ابن رشد اندلسی از بزرگان فلسفه مشائی شمرده می شوند. در جهان اسلام فلسفه مشاء با نام ابن سینا شناخته و آموزش داده می شود.

فضا پیمای X-37B رکورد پرواز 718 روزه جدیدی ثبت کرد

 

 

بوئینگ ایکس-۳۷ یک فضاپیما-هواپیمای بدون سرنشین ساخت شرکت بوئینگ آمریکا است که نخستین پرتاب آن در ۷ آوریل ۲۰۰۶ انجام شد و در ۲۲ آوریل -- ۳ دسامبر ۲۰۱۰ اولین پروازهای فضایی اش را انجام داد. ایکس-۳۷ برای بکارگیری در ناسا، دارپا و نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا ساخته شد.بوئینگ ایکس-۴۰ برای آزمایش مانورهایی که فضاپیماهای بوئینگ ایکس-۳۷ نهایتاً برای انجام آن‌ها طراحی شده‌اند، ساخته شده‌بود.

http://s9.picofile.com/file/8294980150/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%B4_%DA%A9%D9%87_X_37B.jpg

در حالی که شرکت‌هایی مانند SpaceX و Blue Origin به شدت در حال تلاش و رقابت با یکدیگر بر سر استفاده مجدد از موشک‌هایی هستند که به فضا فرستاده می‌شوند، نیروی هوایی ایالات متحده دیدگاه متفاوتی نسبت به فضا دارد. نیروی هوایی ایالات متحده اواخر هفته پیش با افتخار اعلام کرد که هواپیمای فضایی بدون سرنشینش که X-37B نام دارد موفق به ثبت دو رکورد جدید شده است.

این هواپیما موفق شده طولانی‌ترین پرواز مداری بدون سرنشین را به مدت 718 روز داشته باشد و دور زمین گردش کند. علاوه بر این، X-37B توانسته بدون کوچکترین آسیب در مرکز Kennedy Space Center در فلوریدا فرود بیاید و اولین فرود در این تاسیسات طی نیم قرن گذشته را رقم بزند.

پروازهای هواپیمای X-37B که در حال حاضر تعداد آنها به چهار بار رسیده است، همواره ماموریت‌های مخفی بوده‌اند. به این ترتیب حدس زده می شدو که این هواپیمای فضایی مسلح یا دست کم ضد سلاح باشد. با این حال نیروی هوایی ایالات متحده چنین حدس‌هایی را انکار کرده و مدعی شده است که این پروازها صرفاً به منظور تست فناوری‌های جدید و ساخت نمونه‌های پیشرفته‌تری از این هواپیما انجام می‌شوند. با این حال هم چنان بسیاری از افراد بر این باورند که از این هواپیما علاوه بر تست فناوری‌های جدید به منظور اهداف شناسایی نیز استفاده می‌شود.

 این چهارمین ماموریت X-37B شمرده می شوند و هر پرواز جدید در مقایسه با پروازهای قبلی، طولانی‌تر است.

 ماموریت OTV-1 در سال 2010 میلادی آغاز شد و تنها 224 روز ادامه داشت. OTV-2 با فاصله اندک در سال 2011 آغاز شد و 468 روز ادامه داشت. OTV-3 در سال 2012 آغاز شد و پس از 674 روز به اتمام رسید یعنی تقریبا معادل دو سال. آخرین ماموریت این هواپیما نیز در 20 می سال 2015 میلادی آغاز شد و تنها با اختلاف چند روز کمتر از دو سال طول کشید.

 

پروژه ایکس-۳۷ ابتدا در ناسا شروع شد و سپس در سال ۲۰۰۴ به وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا منتقل شد. تست پرتاب ایکس-۳۷ ۷ آوریل ۲۰۰۶ در پایگاه نیروی هوایی ادواردز انجام گرفت.این پرنده بی‌خلبان مارس سال گذشته (2010) توسط نیروی هوایی آمریکا به جو فرستاده شده و هنوز به زمین بازنگشته است. پنتاگون مستمراً از توضیح در باره ماموریت آن سر باز زده است اما مشتاقان آماتور امور فضایی ملاحظه کرده‌اند که مسیر آن به گرد زمین تقریباً بر مسیر ماهواره تحقیقاتی تیانگونگ-۱ چین منطبق است. حدس‌های زیادی هست که ایکس-۳۷ب مشغول شنود این واحد تحقیقاتی است. دکتر دیوید بیکر سردبیر مجله پرواز فضایی می‌گوید:"نظارت فضا به فضا فصلی به کلی جدید است که با مجموعه‌ای از حسگرهای دقیق ممکن می‌شود. و فکر می‌کنیم ایکس-۳۷ب احتمالاً از آن‌ها برای رصد ایستگاه فضایی نوپای چین بهره می‌برد".

در چین مرزها مبهمند و بعد نظامی برنامه‌های فضایی غالب است ایکس-۳۷ب هم‌چنین به عنوان سفینه "آزمون جوی" نیز شناخته می‌شود. شبیه یک شاتل فضایی کوچک است و می‌تواند در بازگشت در فرودگاهی به زمین بنشیند، همان کاری که فضاپیمای سرنشین‌دار ناسا پیش از بازنشستگی‌اش در ژوئیه گذشته انجام می‌داد. این سفینه رباتیک نیروی هوایی که توسط بویینگ ساخته شده است، تقریباً به درازای ۹ متر است و حجم مخزن آن نزدیک یک خودروی ون کوچک است. اما نیروی هوایی ایالات متحده از این که داخل مخزن چه می‌گذرد چیزی نمی‌گوید. ماموریت فعلی با قرار دادن سفینه در جو پایینی و با انحراف ۴۲.۷۹ درجه‌ای از استوا توسط یک موشک اطلس آغاز شده است که با اغلب ماموریت‌های نظامی فضاپیماهای آمریکایی که معمولاً به گرد دو قطب می‌گردند جور در نمی‌آید. عده‌ای از متخصصان رصد بصری که شیفته کشف ماموریت ایکس-۳۷ب بوده‌اند خود را در آمریکا و اروپا وقف تعقیب آن کرده اند. این افراد مشاهده کرده‌اند که مدار این سفینه تا چه اندازه نزدیک به مدار تیانگونگ است. چین انتظار دارد فضانوردان در ۲۰۱۲ در این فضاپیما مستقر شوند و آن را اداره کنند. چین آن را در سپتامبر با انحراف ۴۲.۷۸ درجه‌ای از استوا به ارتفاعی بسیار مشابه ایکس-۳۷ب پرتاب کرده‌اند. دکتر بیکر در "پرواز فضایی" که مجله قدیمی مجمع بین‌سیاره‌ای بریتانیا است، می‌گوید: "توازی این دو روشن است. در زمانی از مرتبه ۱۹ ثانیه و تقریباً هر ۱۷۰ دور یک بار دو سفینه به سمت هم یا خلاف هم می‌روند و دور یا نزدیک می‌شوند". هیچکس نمی‌تواند با اطمینان از ماموریتی که این سفینه اتخاذ کرده بگوید؛ تنها چیزی که نیروی هوایی ایالات متحده می‌گوید این است که سفینه "آزمون جوی" برای آزمودن فناوری‌های نوین است. اما این اشاره که شاید حسگرهای نوین ایکس-۳۷ب به تیانگونگ بپردازند بسیار جالب است. آمریکا بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به برنامه‌های فضایی چین دارد، حتی نسبت به ماموریت‌هایی که علی‌الظاهر تنها با ایستگاه فضایی سرنشین‌دار آن مرتبطند. بخشی از مشکل به این دلیل است که چین تمایز اندکی بین برنامه‌های نظامی و غیرنظامی خود قائل است. برخلاف نقاط دیگر جهان، مانند اروپا که آژانس فضایی اروپا در آن "مختص به برنامه‌های صلح‌آمیز" است و برنامه‌های فضایی نظامی اروپا توسط دولت‌ها پیگیری می‌شود.

آیا آمریکا در حال جاسوسی از چین است؟ در ایالات متحده نیز که ناسا هدایت اغلب ماموریت‌های غیرنظامی را برعهده دارد این تمایز نسبتاً روشن است. بالعکس در چین مرزها مبهمند و بعد نظامی برنامه‌های فضایی غالب است. دکتر بیکر به بی‌بی‌سی گفته است "اگر کاری که ایکس-۳۷ب می‌کند واقعاً جاسوسی است، خیلی هم چیز بدی نیست. چنان که در دوران جنگ سرد هم گسترش سیستم‌های نظارتی به توافق‌هایی تسلیحاتی انجامید که بدون اطلاع کامل طرفین از اعمال دیگری میسر نمی‌شدند". این تحلیل همه را قانع نمی‌کند. برایان ویدن مشاور فنی "بنیاد جهان ایمن" و تحلیلگر پیشین نیروی هوایی ایالات متحده است. او ارزیابی خود از قابلیت‌های ایکس-۳۷ب را سال قبل منتشر ساخت و آن را بستری برای آزمون فناوری‌های نوین پیش از به کارگیری‌شان در یک ماهواره جاسوسی تمام عیار دانست. ویدن می‌پندارد که خاورمیانه برای هر نوع حسگر جدید به کار رفته در ایکس-۳۷ب هدف محتمل‌تری است. او به بی‌بی‌سی می‌گوید: "یک ماهواره جاسوسی نوعی در مدار قطبی قرار می‌گیرد تا برایتان دسترسی به همه زمین فراهم کند. ایکس-۳۷ب در مدار بسیار پایین‌تری است که یعنی توان رصد عرض‌های جغرافیایی بسیار محدودی را خواهد داشت و تنها موضوع مهم واقعی در آن محدوده از عرض‌های جغرافیایی افغانستان و خاورمیانه است. آیا مراقب تیانگونگ است؟ من این طور فکر نمی‌کنم. به نظر من تطابق نسبی مدارهای آن‌ها تصادفی است. اگر آمریکا واقعاً می‌خواست تیانگونگ را زیر نظر بگیرد بدون ایکس-۳۷ب هم چیزهای کافی برای انجامش در توشه داشت."

http://s9.picofile.com/file/8294980818/%D8%A8%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86%DA%AF_%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%DB%B3%DB%B7.jpg