توانایی امواج مغزی در فرایند یادگیری

http://s3.picofile.com/file/8227818218/%D9%85%D8%BA%D8%B2.jpg

طبق تائید مرکز ملی فناوری‌های زیستی، مغز ماشینی متفکر است که قادر به پردازش اطلاعات پیچیده می‌باشد و در این فرایند از سیگنال‌های شیمیایی و الکتریکی بهره می‌برد تا اطلاعات را ارسال و دریافت نماید. عصب شناسان و پزشکان طبق معاینات مدیدی دریافتند که با قرار دادن الکترود بر روی جمجه‌ی افراد می‌توان فعالیت‌های الکتریکی درون مغز را مشاهده نمود. برای سالهای متمادی دانشمندان تصور می‌کردند این امواج فقط از عوارض جانبی فعالیت‌های مغزی ناشی می‌شوند. اما تحقیقات اخیر حاکی از آن است که این امواج نقشی کلیدی در یادگیری ایفا می‌کنند.

امواج مغزی چگونه پدید می‌آیند؟

نورون‌ها از خواص شیمیایی و الکتریکی برای ارسال اطلاعات استفاده می‌کنند. عملکرد نورون‌های تقریبا مشابهه عملکرد سیم است که سیگنال‌ها را با جریان الکتریکی منتقل می‌کنند. در صورتی که لزوم ارسال آن سیگنال‌ از یک نورون به نورونی دیگر احساس شود، نورون سیگنالی شیمیایی از خود ساطع کرده و آن پیغام را ارسال می‌دارد. گرچه این روش برای انتقال اطلاعات ناکارآمد به نظر می‌رسد، اما استفاده از دو نوع سیگنال به نورون‌ها اجازه می‌دهد تا طیف گسترده‌ای از پیغام‌ها که البته به کارایی خواص شیمیایی آن وابسته است، را ارسال نماید. ساطع شدن برخی خواص شیمیایی منجر به فعالیت بعضی از نورون‌ها می‌گردند، در حالی که برخی دیگر عدم برانگیختگی نورون‌ها را در بر دارند.

 سیگنال‌های الکتریکی نورون‌ها بسیار کوچکند و به آسانی قادر به دریافت و به کارگیری حسگرهای خارج از مغز نیستند. تنها هنگامی که تعداد زیادی از نورون‌ها با یکدیگر همکاری نمایند و در الگوی مشابهی اقدام به ارسال سیگنال‌های الکتریکی نمایند، این سیگنال‌ها به امواج ضربانی قوی بدل می‌شوند و از سوی الکترودهای جمجمه دریافت می‌شوند. مشاهده‌ی هر موج، بازتاب فعالیت همزمان گروهی از نورون‌ها با یکدیگر است، درست همانند آنچه در بازی‌های ورزشی هنگامی که افراد به صورت هماهنگ می‌ایستند و می‌نشینند.

 چگونه امواج مغزی بر دیگر بخش‌های مغز تاثیر می‌گذارد؟

فعالیت‌های محققان با این تصور آغاز شد که امواج مغزی باید چیزی فراتر از فعالیت‌های پس‌زمینه باشد، در همین حین محققان دیگر دریافتند که الگوهای خاص امواج، نورون‌ها را تشویق به شکل‌دهی روابط جدیدی می‌کند. همچنین تحقیقات دیگری که بر روی موش‌ها انجام شد حاکی از آن بود که نقاط خاصی از مغز در طی فعالیت‌های خاصی به همگامی با یکدیگر گرایش دارند. آنچه تیم تحقیقاتی را متحیر نمود این بود که آیا رمزی این امواج مغزی را احاطه نموده یا خیر.

 اقدامات محققان چه بود؟

تحقیقات پیشین بر روی امواج مغزی بر روی موش‌ها صورت پذیرفته بود، اما ساختار مغزی موش‌ها بسیار متفاوت از ساختار مغز انسان است. این تحقیقات بر مغز میمون‌ها که ساختار مغزیشان شباهت بیشتری به انسان دارد، صورت پذیرفت. آنها دو نقطه از مغز که در حافظه و یادگیری دخیل هستند را بررسی نمودند: هیپوکامپ منطقه‌ای در مغز که در شکل‌گیری خاطرات جدید دخیل است؛ و کورتکس پیشانی، که مسؤلیت “تفکر” در یادگیری بر عهده‌ی آن است. مطالعات پیشین نشان دادند که این دو نقطه از مغز با یکدیگر همگام هستند.

 دستاوردهای محققان چه بود؟

تیم تحقیقاتی به بررسی امواج مغزی میمون‌ها در فرایند یادگیری مهارت‌های جدید پرداختند. آنها مشاهده نمودند که دو موج ظاهر شدند: الگویی که به سرعت در حال تکرار بود که “امواج بتا” نامیده می‌شد و الگوی کندتر امواج، که ” امواج تتا ” خوانده می‌شد. امواج بتا با توقف فعالیت‌ نورون‌ها مرتبط بودند، در حالی که امواج تتا به نورون‌ها در شکل‌گیری روابط جدید یاری می‌رسانند که در یادگیری نقش مهمی دارند.

عملکرد این امواج به نوع یادگیری وابسته است. اگر میمون‌ها اشتباهی مرتکب می‌شدند، هیپوکامپ ضربه زدن به الگوی بتا را آغاز می‌کرد. در صورتی که کار میمون صحیح بود، هیپوکامپ ضربه زدن به الگوی تتا را شروع می‌نمود. کورتکس پیشانی نیز به پیروی از هیپوکامپ، الگوی یکسانی را در ضربه زدن آغاز می‌نمود.

طبق نظر محققان، این امواج همگام احتمالا به هیپوکامپ کمک می‌کند تا با کورتکس پیشانی مرتبط باشند. چنانچه هیپوکامپ ناظر بر ارتکاب اشتباهی باشد، به کورتکس پیشانی سیگنال‌های مبنی بر ” آن را به خاطر نسپار” مخابره می‌کند. اما چنانچه کاری صحیح را مشاهده نماید به کورتکس پیشانی می‌گوید تا این خاطره را در جایی امن ذخیره نماید.

اهمیت آن برای من چیست؟

محققان تصور می‌کنند که با استفاده از این اطلاعات می‌توان نحوه‌ی یادگیری افراد را بهبود بخشید. شاید در آینده‌ای نزدیک بتوان با بهره‌گیری از محرک‌های الکتریکی غیر تهاجمی امواج بتا و تتا را تحریک نمود تا در صورت انجام اقدامات درست و غلط سیگنال‌های آشکاری به مغز مخابره نماید. این امر به مغز شما کمک می‌کند تا سریع‌تر آنچه مستلزم تکرار در آینده و آنچه باید به دست فراموشی سپرده شود را در خود جای دهد.

بیکاری، خطر سکته مغزی را افزایش می دهد

بر اساس بررسي جديد محققان علوم پزشكي در ژاپن، بيكاري خطر بروز سكته مغزي را در مردان و زنان ميانسال افزايش مي دهد.

دكتر اهاب اشاك و همكارانش در دانشگاه اوزاكاي ژاپن اعلام كردند بررسي آنان بر روي 21 هزار و 902 مرد و 19 هزار و 826 زن ژاپني كه سن آنها بين 40 تا 59 سال بود و به مدت 15 سال ادامه داشت نشان مي دهد بيكاري خطر سكته مغزي و همچنين مرگ و مير ناشي از آن را افزايش مي دهد.

نتايج مطالعه اين محققان در شماره اخير نشريه انجمن قلب آمريكا منتشر شده است.

سكته مغزي در كل دنيا دومين علت مرگ بشر است و اولين علت از كارافتادگي، اما در كشورهاي پيشرفته در حال حاضر سومين علت مرگ است كه با پير شدن جوامع در آينده نه چندان دور در آن كشورها نيز دومين علت مرگ خواهد شد.

سكته مغزي يعني بسته شدن يا پاره شدن يك شريان مغزي كه به دنبال آن اختلال در گردش خون آن ناحيه از مغز ايجاد شده و موجب بروز علائمي مثل فلج نيمه بدن، اختلال تكلم و اختلال در راه رفتن مي شود.

سكته مغزي، زماني اتفاق مي افتد كه رگي خوني در مغز مسدود يا منفجر شود.

به طور متوسط 10 تا 15 درصد افرادي كه به سكته هاي مغزي مبتلا مي شوند در اثر اين بيماري جان خود را از دست مي دهند و 60 تا 70 درصد بيماران با درمان مناسب مي توانند زندگي مستقل داشته باشند.

يكي از علل متداول سكته مغزي ضخيم و سخت شدن ديواره رگ هاي خوني است.

پلاكت هاي ساخته شده از چربي، كلسيم، كلسترول و ... انعطاف رگ هاي خوني را از ميان مي برند.

لخته خون ممكن است سبب مسدود شدن رگ خوني غير قابل انعطاف و بروز سكته مغزي ايسكميك شود.

عامل اصلي سكته مغزي هموراژيك در اكثر موارد، درمان نشدن فشار خون بالا است كه سبب انفجار رگ خوني ضعيف مي شود.

معمولاً اين افراد علايم خبركننده اي مانند سردرد و تشنج دارند كه منجر به پاره شدن رگ هاي مغزي مي شود.

يكي ديگر از دلايل بروز سكته هاي مغزي حركت لخته خون از قلب يا عروق گردن است كه وارد مغز مي شود مبتلايان به رماتيسم قلبي يا بيماران قلبي كه ريتم قلبشان دچار مشكل است و كساني كه دچار سكته هاي قلبي شده اند يا مشكل دريچه اي دارند مستعد ابتلا به سكته هاي مغزي هستند.

http://s9.picofile.com/file/8292205976/%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg

عادت های خوب ......

http://s8.picofile.com/file/8291831018/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A8.jpg

تغییر دادن عادت‌ها و به‌کارگیری عادات مناسب می‌تواند بر سلامت، میزان تمرکز و انگیزه‌های شما تأثیر بسیاری داشته باشد.
بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی هستیم و چه جایگاهی در زندگی داریم، این احتمال وجود دارد که دچار کرختی شویم و به این فکر کنیم که موقعیت کنونی چیزی نیست که همیشه می‌خواستیم. برای آنکه بتوانیم طرز فکرمان را عوض کنیم باید عادت‌هایمان را تغییر دهیم؛ عادت‌هایی که مشکل‌ساز بوده‌اند و ما را به این حس درباره شرایط فعلی زندگی رسانده‌اند. این ۱۲ عادت جدید می‌توانند در سلامت، کیفیت و انگیزه‌های شما در زندگی نقش مثبتی داشته باشند و اعتماد به نفس بیشتری برای تصمیم گیری یا ارتباط با دیگران به شما ببخشند.
۱. نام‌ها را به خاطر بسپارید
به خاطر سپردن نام افراد تأثیر بسیار زیادی در نحوه برخورد و احترام آن‌ها به شما خواهد داشت.سعی کنید پس از آنکه شخصی به شما معرفی می‌شود، نام او را تکرار کنید تا در خاطرتان بماند.
۲. حریصانه مطالعه کنید
بسیاری از افراد موفق دنیای مدرن مطالعه‌کنندگانی حریص هستند و حتی موفقیت خود را مدیون همین سبک مطالعه می‌دانند. افراد موفق، ۵۰ کتاب در سال می‌خوانند؛ شاید هم بیشتر.
سریع خوانی را یاد بگیرید و سعی کنید به گوش دادن به کتاب‌های صوتی عادت کنید. حسن کتاب‌ صوتی این است که در هر شرایطی می‌توانید به آن‌ گوش دهید و از زمان خود بهترین بهره را ببرید. شما می‌توانید به گوش‌های خود بیاموزید که با سرعتی دوبرابر شاید هم سه برابر سرعتی که کتاب می‌خوانید، به کتاب گوش بدهند. بدین ترتیب می‌توانید هفته‌ای یک کتاب بخوانید.
۳. بگویید نه
اگر از شما دعوت شده است در یک مراسم، پروژه، دورهمی یا هر چیزی که با اولویت‌های شما سازگار نیست، شرکت کنید؛ خیلی راحت بگویید نه! نمی‌توانم. یادتان باشد که نیازی ندارید در این باره توضیحی به کسی بدهید.
۴. تخت خواب خود را مرتب کنید
وضعیت تخت خواب شما وضعیت مغز شما است. مرتب کردن تخت در هر روز صبح، به شما کمک می‌کند به‌هم ریختگی را از ذهن خود دور کنید و مغز را برای رفتن به مرحله‌ی بعد آماده کنید.
۵. بدانید چه زمانی اینترنت خود را قطع کنید
وقتی با دوستان، خانواده یا همکاران خود هستید، تلفن همراه را از خودتان دور کنید. هیچ چیزی بی‌ادبانه‌تر از این نیست که شما وقت خود را با یک فرد دیگر بگذرانید اما تمام توجه‌‌تان به تلفن همراه‌تان باشد.
۶. آب بنوشید
آب به شما انرژی، روشنی و توانایی سرعت عمل بیشتر می‌دهد؛ به علاوه اینکه برای سلامتی بسیار مفید است.
یک بطری آب در کنار میز خود داشته باشید یا اگر زیاد در رفت و آمدید، آن را با خود حمل کنید. بدین ترتیب می‌توانید آب‌رسانی کافی و مناسب برای بدن خود را حفظ کنید.
۷. صبح زود بیدار شوید
شاید فکر کنید نمی‌‌توانید صبح‌ها زود بیدار شوید و تمرکز کافی داشته باشید؛ اما همین که چند روز صبح زود بیدار شوید و آن را به خوبی سپری کنید، نظرتان در مورد زود بیدار نشدن تغییر خواهد کرد.
ساعت خود را جایی بگذارید که برای دسترسی به آن و خاموش کردنش مجبور شوید از تحت خارح شوید. بعد سعی کنید تحت هر شرایطی که هستید، به تخت برنگردید و دراز نکشید. بدن شما هم بعد از چند تکان بالاخره بیدار خواهد شد.
۸. وقتی دیگران حرف می‌زنند، گوش کنید
وقتی دوست‌تان در مورد تولد برادرزاده‌‌اش با شما حرف می‌زند، احتمالا دلتان می‌خواهد گوش‌هایتان را بگیرید و داستان‌های او را نشوید. اما با وقت گذاشتن و گوش دادن به حرف‌های دیگران، رابطه‌هایتان را با آن‌ها شکل می‌دهید و محبوبیت بیشتری میان دوستانتان پیدا می‌کنید.
به چیزی که گفته می‌شود، خوب گوش دهید. سعی کنید به جوابی که باید بدهید، فکر نکنید. دیگران به شما اعتماد می‌کنند و حرف‌هایشان را به شما می‌زنند. گاهی همین برایشان کافی است که یک شنونده خوب باشید.
۹. محرک‌های خود را شناسایی کنید
سعی کنید چیزهایی را که به شما انگیزه می‌دهند، پیدا کنید. یک آهنگ؟ کار؟ ورزش؟ هر زمان محرک انگیزشی خودتان را پیدا کردند، راحت‌تر می‌توانید از رکود خارج شوید.
۱۰. زمان‌هایی را به خودتان اختصاص دهید
شما ارزشمندترین دارایی خودتان هستید، زمان‌هایی را برای توجه به خودتان اختصاص دهید.
هر کاری که با شما آرامش می‌دهد انجام دهید و وقت‌هایی از روز را صرفا برای اولویت دادن به خودتان برنامه‌ریزی کنید.
۱۱. پیش از هر تصمیم‌گیری، مدتی تفکر کنید
اگر برای تصمیم گیری درباره موضوعی تخت فشار هستید، باز هم از تفکر درباره آن غافل نشوید. تصمیم عجولانه عموما نتیجه مطلوبی به دست نمی‌دهد.
درباره تصمیم‌ها خوب فکر کنید، جوانب را بسنجید و بعد نتیجه‌گیری کنید.
۱۲. روز خود را با یک تعریف یا جمله مثبت شروع کنید
در آینه نگاه کنید و از خودتان تعریف کنید. این کار فعالیت مغز شما را افزایش می‌دهد و کمک می‌کند بهتر به ارزش‌های خود واقف شوید.

این عادت‌های کوچک، تمرکز و انگیزه‌های شما را بیشتر می‌کنند و بر سلامت خودتان و بهبود روابط با دیگران تأثیر چشمگیری می‌گذارند. از آن‌ها غافل نشوید.

http://s9.picofile.com/file/8291831042/b941a7ec9c59cf8b78374fc5eb2c8efb.jpg