توانایی های انسان

انسان هم مانند دیگر موجودات زنده روی زمین، دارای محدودیت هایی برای زندگی کردن است. برخلاف بسیاری از موجودات، شرایط زندگی انسان بسیار محدود است و نمی توان در بسیاری از شرایط، جان سالم به دربرد. آنچه در ادامه می بینید، بخشی از محدودیت هایی است که بدن انسان را احاطه کرده است.
بیشترین سرعت دویدن یک انسان چقدر است؟
شاید تا چند سال دیگر، فدراسیون جهانی دو و میدانی مجبور شود مسابقات دوی سرعت را برای همیشه لغوکند؛ چرا؟ چون ورزشکاران تنها یک دهم ثانیه با حد نهایت سرعت انسان فاصله دارند.
یک انسان در سریع ترین حالت نمی تواند ۱۰۰ متر را در ۹ ثانیه طی کند. در حال حاضر، رکورد جهانی مسابقات دوی سرعت در اختیار اوساین بولت است که  یکصد متر را در ۹٫۵۸ ثانیه طی کرده و کافی است کمی  بیشتر تلاش کند تا سریع ترین مرد تمام تاریخ لقب بگیرد.
حالا این عدد ۹٫۵۸ ثانیه از کجا آمده؟ سرعت یک دونده به نسبت قدرت و وزن او بستگی دارد. اگر ورزشکار ریزنقش باشد، وزن کمتری دارد و سریعتر شتاب می گیرد؛ اما دست و پاهایش کوچکتر است و این به نفع سرعت نیست. اگر بدن حجیم تری داشته باشد، دست و پاهایش بلندتر است و سرعتش هم بالطبع بیشتر می شود؛ ا ما به انرژی و قدرت بیشتری نیاز خواهد داشت. در عین حال نقطه ای بینابین وجود دارد که همه این عوامل به بهترین یکنواختی با یکدیگر می رسند و در همین حالت است که حد نهایی سرعت به دست می آید.
چند ثانیه می توان در شرایط خلأ دوام آورد؟
متاسفانه پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. در سال ۱۹۷۱ سه کیهان نورد روسی فضاپیمای سایوز ۱۱ در حال بازگشت به زمین بودند که در ارتفاع ۱۶۸ کیلومتری از سطح زمین، دریچه کنترل فشار کابین دچار نقص فنی شد و برای ۱۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه، فشار داخل کابین به صفر رسید. بررس مشخص کرد که فضانوردان طی ۳۰ تا ۴۰ ثانیه اول فشار، به دلیل افت شـدید اکسیژن در بافت های مغز، جان سپردند. دلیلش هم ساده است؛ برای انتقال اکسیژن به بافت های مغزی، هم باید اکسیژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!
البته اگر شرایط خلأ برای زمان محدودتری اتفاق بیفتد، می توان جان سالم به در برد. در سال ۱۹۶۶ یکی از مهندسان ناسا مشغول آزمایش یک لباس فضایی در اتاقک خلأ بود که ناگهان فشار اتاق به شرایط مشابه ارتفاع ۳۶٫۵ کیلومتری تغییر کرد و عملا به صفر رسید! هرچند دیگر افراد، خیلی زود عکس العمل نشان دادند و فشار را در کمتر از ۳۰ ثانیه به حالت عادی برگرداندند، اما این مهندس بعد از ۱۲ تا ۱۵ ثانیه از هوش رفت و ۲۷ ثانیه بعد به هوش آمد. فکر می کنید آخرین چیزی که یادش مانده بود، چه بود؟ اینکه بزاق دهانش به جوش آمده بود!
با کاهش فشار هوای خارجی، حباب های گاز در خون تشکیل می شوند و طی چند دقیقه به ریه ها آسیب می رسانند. بعد از آن خون درون رگ های بدن به جوش می آید، چراکه در نبود فشار هوا، مایعات به سرعت تبخیر می شوند. بعد از چند ساعت گاز نیتروژن محلول در خون آزاد می شود و به شبکه عصبی انسان آسیب می زند.
اگر فشار هوا ناگهان به صفر برسد، هوای محبوس در ریه آ نقدر سریع منبسط می شود که می تواند طی چند ثانیه، ریه را بترکاند. اما اگر تحت شرایط ویژه پزشکی و به آرامی در معرض شرایط نزدیک به خلأ قرار بگیرید، می توان تا یک دقیقه هم در معرض آن ماند و آسیب ندید.
گنجایش مغز انسان چقدر است؟
فکر می کنید مغز انسان چه حجمی از ا طلاعات را می تواند در خود جای دهد؟ رکورد حافظه در دست یک فرد چینی است که پنج سال پیش توانست ۶۷٫۸۹۰ رقم عدد پی رابه ترتیب و از حفظ بنویسد اما دانشمندان معتقدند ظرفیت مغز ما بی انتهاست. در دهه ۱۹۸ ، توماس لندور در تحقیقی به این نتیجه رسید که یک انسان بزرگسال در طول عمر خود ۱۲۵ مگابایت اطلاعات متنی و تصویری را در ذهنش ذخیره می کند که معادل ۱۰۰ جلد کتاب قطور است اما چطور می توان اطلاعاتی مثل چند هزار رقم عدد پی را به ذهن سپرد؟
روش استاندارد این کار، این است که به هر عدد چهار رقمی، از ۰۰۰۰ تا ۹۹۹۹ ، یک شیء یا فرد را نسبت بدهید. وقتی این کار را به دقت انجام دادید، یک رشته از ا عداد به مجموعه ای از ا فراد و اشیاء تبدیل می شود و می توانید با آن یک داستان بسازید. به خاطر سپردن دقیق یک داستان به مراتب ساده تر از حفظ کردن یک عالمه عدد و رقم است!
تا کجا می شود سرما را تحمل کرد؟
اگر خاستگاه انسا ن ها به جای آفریقا، قطب شمال بود؛ این موجود دوپا خیلی راحت می توانست دماهای پایین تر را هم تحمل کند؛ اما چه کنیم که بدن انسان بعد از گذشت این چندصدهزار سال، هنوز هم به گرمای آفریقا عادت دارد. انسان یک موجود خونگرم است، یعنی برای آنکه فعالیت های زیستی بدن بدون مشکل انجام شود، دمای بدن باید حدود ۳۷٫۵ درجه سانتی گراد باقی بماند. اما وقتی در محیط سردی قرار  بگیریم، بدن شروع به لرزیدن می کند و جریان خون به نقاط انتهایی رگ ها قطع می شود.
اگر دمای درونی بدن دو درجه سانتیگراد پایین تر بیاید، سرمازدگی به سراغ آدم می آید؛ سطح هشیاری کاهش می یابد و ضربان قلب ضعیف می شود تا وقتی دمای درون بدن به ۲۴ درجه سانتیگراد برسد که قلب از کار می افتد و انسان می میرد. البته رکورد تحمل سرما مربوط به خانمی به نام آنا بگنهام است که ۸۰ دقیقه در مخلوطی از آب و یخ گیرکرده بود و دمای بدنش تا ۱۳٫۷ درجه سانتیگراد افت کرده بود. اما شانس با او همراه بود که به رغم آنکه تنفس و ضربان قلبش در این دمای بسیار پایین قطع شده بود، اما مغز او هم به حداقل فعالیت رسیده بود و از آنجا که به اکسیژن زیادی نیاز نداشت، توانست دوام بیاورد و زنده بماند.
بدون آب و غذا هم می شود زنده ماند؟
خیلی ها فکر می کنند اگر مصرف روزانه آب و غذا قطع شود، آدم تا جاییکه ذخیره چربی، کربوهیدرات و پروتئین داشته باشد، می تواند به زندگی ادامه دهد؛ اما این درست نیست! چون برای مصرف چربی نیاز به ویتامین هست و این ویتامین جز از راه غذا به بدن نمی رسد! بنابراین یک آدم چاق فقط برای یکی دو هفته می تواند زنده بماند و بعد در حالیکه هنوز چاق است، می میرد!
تنها چند روز آب نیاشامیدن هم کافی است تا فرد بمیرد! اما اگر فقط آب و ویتامین به بدن برسد و هیچ غذای دیگری خورده نشود، می توان تا یک سال هم زنده ماند. در روزگاران قدیم از همین روش برای رژیم غذایی استفاده می شد که البته به دلیل عوارض جانبی متعدد، این روش منسوخ شد.
تا چه مدت می شود نخوابید؟
بدن انسان نیازهای فراوانی دارد که عدم تامین آنها به مرگ منجر می‌شود. یکی از آنها خوابیدن است که برای زنده ماندن ضروری است، اما آیا می‌دانستید بی‌خوابی زودتر از بی‌غذایی باعث مرگ انسان می‌شود!؟ فکر می‌کنید رکورددار بیدار ماندن چه کسی است و برای چه مدت بیدار مانده است؟
چنان که نیوساینتیست منتشر کرده،‌ رندی گاردنر، پسر ۱۷ ساله اهل سن دیه‌گو، در روز ۲۸ دسامبر ۱۹۶۳ ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شده و تا صبح روز ۸ ژانویه ۱۹۶۴ نخوابیده است، یعنی ۱۱ روز کامل بیداری!
۲۶۴ ساعت بیداری گاردنر هنوز هم رکورد علمی نخوابیدن حساب می‌شود که رکورد ۲۶۰ ساعتی قبل از خود را شکست. گزارش بیداری گاردنر را پژوهشگری به نام ویلیام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانید که این پژوهشگر سه روز آخر را پا به پای گاردنر بیدار ماند.
اما در این مدت برای گاردنر چه اتفاقی افتاد؟ او نوسانات خلقی را تجربه می‌کرد، در حافظه و توجه مشکل داشت،‌ هماهنگی عملکردی نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتی دچار توهم شده بود. او بعد از ۱۱ روز بیداری، ‌۱۴ ساعت خوابید.
بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هیچ دارویی مصرف نکرده بوده است، اما افرادی اطرافش بوده‌اند که او را بیدار نگه می‌داشتند.در غیر این صورت، بعد از ۳۶ ساعت نخوابیدن، ‌بیداری سخت می‌شود و بعد از ۴۸ ساعت تقریبا دیگر نمی‌توانید بیدار ماند.
باید بدانید حتی در این شرایط هم، احتمال زیادی دارد که برای چند ثانیه،‌ بدون این که متوجه شده باشید یا حتی چشم‌هایتان را بسته باشید، خوابیده باشید. به این پدیده میکروخواب می‌گویند.
کسی نمی‌داند که گاردنر چه قدر میکروخواب داشته است. اما مشخص است که بی‌خوابی می‌تواند منجر به مرگ شود. موش‌هایی که بیدار نگه داشته شدند،‌ بعد از ۲ هفته مردند، در حالی که موش‌هایی که گرسنه نگه داشته شدند، بیشتر از این زنده ماندند!
هیچ سندی مبنی بر بیدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعی اختلال بی‌خوابی به نام بی‌خوابی خانوادگی مرگ‌آور وجود دارد که در آن بیماران توانایی خود برای خوابیدن را از دست می‌دهند. این بیماران تا ۳ ماه بیشتر زنده نمی‌مانند.
بدن انسان تا چه شتابی را تحمل می کند؟
تجربه سواری روی ترن هوایی تجربه عجیبی است، دلیلش هم این است که شتاب حرکت در آنجا زیاد است. حداکثر شتابی که مسافران ترن هوایی تجربه می کنند، پنج برابر شتاب گرانش در سطح زمین است. بیشتر از این مقدار خطرناک است، زیرا می تواند به بیهوشی مسافران منجر شود. اما نه تنها مقدار شتاب که جهت قرارگرفتن بدن هم تاثیرگذار است. اگر به حالت ایستاده باشید، این شتاب موجب می شود خون به سوی پا رانده شود و با کاهش مقدار خون در مغز، خطر بیهوشی افزایش پیدا کند. پنج تا ۱۰ ثانیه تجربه شتاب چهار تا پنج برابر شتاب جاذبه کافی است تا تجربیات نزدیک مرگ به سراغتان بیاید: تونلی از نور و به دنبالش، بیهوشی.
خلبانان با استفاده از لباس ضدشتاب می توانند تا نه برابرشتاب جاذبه را تحمل کنند اما رکورد جهانی در این زمینه به دو فرد اختصاص دارد؛ دکتر فلاناگان گری که با تدابیر ویژه و استفاده از مخزن پرفشار آب برای تحمل فشار، توانست شتاب عمودی ۳۱٫۲۵ برابر شتاب جاذبه را تحمل کند. اما درباره فشار افقی، رکورد جهانی متعلق به جان استپ از پیشکسوتان نیروی هوایی ایالات متحده است که در سال ۱۹۵۴ در مجموعه ای از آزمایش های موشکی شرکت کرد و توانست تا شتاب ۴۶٫۲ برابر شتاب گرانش را تحمل کند.
تا چه ارتفاعی می توان نفس کشید؟
هر چه از سطح زمین ارتفاع می گیریم، فشار هوا هم کمتر می شود و کار اکسیژن رسانی سیستم تنفس هم سختتر. نسبت به سطح مغز انسان اکسیژن درون بدن بسیار حساس است، بنابراین با کاهش فشار هوا، سردرد و سرگیجه هم شروع می شود. با حضور طولانی در ارتفاع بالای پنج هزار متر، بافت ماهیچه ای رو به زوال می رود و احتمال جمع شدن مایعات درون شش ها و مغزها افزایش می یابد که می تواند کشنده باشد. در ارتفاع بالاتر از ۷۵۰۰ متر، افت اکسیژن آن قدر شدید است که فرد هشیاری خود را از دست می دهد و حتی ممکن است منجر به مرگ شود.
به همین دلیل است که کوهنوردان برای صعود به ارتفاع های بالاتر، خود را برای مقابله با فشار پایین آماده می کنند و بیشتر از کپسول اکسیژن استفاده می کنند. اما افراد بسیار کمی هستند که توانسته اند بدون استفاده از کپسول اکسیژن به قله اورست صعود کنند. ارتفاع اورست ۸۸۴۸ متر است و بابو چیری، با ۲۱ ساعت ماندن در قلها ورست، آ ن هم بدون کپسول اکسیژن در این مورد رکورددار است. به نظر می رسد حد نهایی صعود بدون کپسول اکسیژن ارتفاع ۹هزار متری بالای سطح دریا باشد.
بیشترین وزنه ای که می توان بلند کرد چند کیلوگرم است؟
رکورد جهانی بلند کردن وزنه متعلق به وزنه بردار انگلیسی اندی بولتون است که توانست وزنه ۴۵۷٫۵ کیلوگرمی را از زمین بلند کند و تا ران خود بالا بیاورد. رکورد جهانی بالا بردن وزنه تا بالای سر هم متعلق به حسین رضازاده است که در حرکت دوضرب، وزنه ۲۶۳٫۵ کیلوگرم را به بالای سر برده است. البته این وزنه برداران سنگین وزن، پنج تا شش بار قوی تر از یک آدم معمولی هستند. یک انسان معمولی به زحمت می تواند وزنه ۴۵ کیلوگرمی را به بالای سر ببرد اما یک انسان قوی حداکثر چه وزنه ای را می تواند بلند کند؟ بررسی روند رکوردزنی مسابقات وزنه برداری نشان می دهد به حد نهایی نزدیک شده ایم و بعید است کسی بتواند وزنه ۵۰۰ کیلوگرمی را از زمین بلند کند، حتی اگر از داروهای نیروزا استفاده کند.
اما این محدودیت از کجا ناشی می شود؟ برخلاف باور عموم که اسکلت بندی بدن را عامل این موضوع می دانند، این محدودیت به ماهیچه های بدن ما بر می گردد. بیشترین آسیب دیدگی وزنه برداران هم مربوط به پارگی عضله است که بیشتر در نزدیکی تاندون روی می دهد. جالب اینجاست که برتری وزنه برداران هم در نحوه کنترل ماهیچه هایشان است. بدن ما مکانیسمی بازدارنده دارد که با کنترل تعداد بافت های ماهیچه ای فعال در هر لحظه، بدن را از آسیب دیدن به هنگام بلند کردن وزنه های سنگین حفاظت می کند. اما وزنه برداران با تمرین می آموزند که چطور بر این سیستم خودایمنی پیروز شوند و از بیشترین توان ماهیچه ای برای بلندکردن وزنه استفاده کنند. البته توانایی های ژنتیکی را هم نباید از یاد برد.
چقدر تشعشع، انسان را می کشد؟
یک رویداد واقعی می تواند پاسخ این سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به یک مرکز پزشکی متروک در گویان برزیل دستبرد زدند و بعضی از تجهیزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طی یک روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگیجه شدید دچار شدند. دلیل این مشکلات هم این بود که یکی از ابزارهایی که به سرقت برده بودند، حاوی یک منبع قوی رادیواکتیو به نام نمک کلرید سزیوم بود که برای درمان بیماران سرطانی به کار می رفت. یک سمسار محلی به نام دوایر فری هرا این ابزار را خرید و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبی ای شده بود که شب هنگام از پودر درون این جسم تابیده می شد. او ابزار را در اتاق نشیمن خانه گذاشت و خانواده و فامیل را به تماشای این گوهر زیبا دعوت کرد!
مهمانان هم این ماده را لمس کردند و آن را مثل کرم ضدآفتاب به پوست خود مالیدند، حتی بخشی از این کلرید سزیوم را با خود به خانه هایشان بردند، اما طی یک ماه، همسر فری هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از کارمندانش از سندرم حاد تشعشعی مردند و سرجمع ۴۹ نفربه تشعشعات رادیواکتیو آلوده شدند. دوز تشعشعی که این افراد طی چند روز دریافت کرده بودند، بین ۴٫۵ تا ۶ سیور بود. هر سیور معادل مقدار تشعشعی است که به هر کیلوگرم از جرم فرد دریافت کننده، می تواند یک ژول انرژی منتقل کند. این درحالی است که در حالت طبیعی، ما سالانه ۲٫۴ هزارم سیور تشعشع طبیعی را از موادی مانند رادون دریافت می کنیم که البته آسیب رسان نیست؛ حال حساب کنید شدت تشعشعی که این افراد بخت برگشته طی چند روز دریافت کرده اند، به چه اندازه خطرناک است.
محاسبات دانشمندان نشان می دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود ۲ سیور است و در تشعشع ۶ سیوری، مرگ حتمی خواهد بود! ا ما خود فری هرا که تحت تشعشع ۷سیوری قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال ۱۹۷۴ درا ثر مصرف مشروبات ا لکلی جان سپرد شاید دلیل جان به در بردن فری هرا ا ز تشعشع، این بود که او بیشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و این، به سلو ل های بدنش فرصت می داد تا بخشی از صدمات ناشی از تشعشع را بهبود بخشند.
چند دقیقه می توان نفس را در سینه حبس کرد؟
خیلی ها نمی توانند بیشتر از یک دقیقه نفس نکشند، اما استفان میفسود در خرداد سال گذشته توانست ۱۱ دقیقه و ۳۵ ثانیه نفسش را در سینه حبس کند و رکورد جهانی نفس در سینه حبس کردن را به دست آورد. البته او این کار را در زیر سطح آب انجام داد.
وقتی نفس نکشیم، واکنش هایی غیر ارادی در بدن آغاز می شود که تنفس دوباره آغاز شود و اکسیژن به بدن برسد. اما وقتی سر را به زیر آب می بریم، مثل دیگر پستانداران واکنش هایی طبیعی در بدن آغاز می شود؛ رگ های سطحی خون منقبض می شوند و جریان خون در نقاط انتهایی بدن، کاهش می یابد و در مقابل، خون بیشتری به قلب و مغز می رسد. ضربان قلب ضعیف تر می شود و با کندتر شدن گردش خون، اکسیژن کمتری هم در دیگر اندام های بدن مصرف می شود.

رکوردداران حرفه ای قبل از حبس کردن نفس، تنفس های عمیق و سریعی را ا نجام می دهند تا سطح اکسیژن خون را افزایش و سطح دی اکسیدکربن را کاهش دهند. مغز ما، زمان واکنش نفس نفس زدن را با سطح دی اکسیدکربن موجود در خون تنظیم می کند؛ بنابراین با تنفس عمیق و سریع، سطح دی اکسیدکربن خون آ نقدر پایین می آید که زمان قابل توجهی را در اختیار افراد قرار دهد. با تمرین های فراوان، شش های فرد هم بزرگتر می شود و دانشمندان معتقدند می توان به زمان نفس نکشیدن ۱۵ دقیقه نیز دست پیدا کرد.

منبع:ایران ویج

پا درد

سرد بودن پا
اگر انگشتان پاهایتان همیشه سرد هستند، یکی از دلایل آن می‌تواند گردش خون ضعیف در این ناحیه باشد،مشکل گردش‌خون که ممکن است با سیگار کشیدن، فشارخون بالا یا بیماری قلبی در ارتباط باشد. تخریب عصبی دیابت کنترل‌ نشده هم ممکن است باعث سرد بودن پاهایتان شود. دلایل دیگر آن می‌تواند کم‌کاری تیروئید و کم‌خونی باشد. دکتر می‌تواند مشکلات مختلف را بررسی کند و دلیلی سرد بودن پاهایتان را به شما اطلاع دهد.
درد پا
وقتی پاهایتان بعد از یک روز سخت کاری درد می‌گیرد، ممکن است فقط کفش‌هایتان را نفرین کنید. حدوداً 8 نفر از هر 10 نفر زن می‌گویند که کفش‌هایشان اذیتشان می‌کند. اما دردی که به خاطر بلند بودن پاشنه کفش نباشد ممکن است بخاطر ترک خوردن یا مو برداشتن استخوان در پا باشد. یک دلیل آن هم این می‌تواند باشد: ورزشی که خیلی شدید بوده باشد، مخصوصاً ورزش‌های پرفشاری مثل بسکتبال و دو استقامت. ضعیف شدن استخوان‌ها در پوکی‌استخوان هم می‌تواند خطر این مشکل را افزایش دهد.
قرمز، سفید یا آبی شدن انگشتان پا
بیماری رینود می‌تواند موجب شود انگشتان پاهایتان سفید و بعد آبی رنگ و بعد دوباره قرمز شده و بعد به رنگ طبیعی خود برگردد. علت آن باریک شدن ناگهانی رگ‌های خونی است که اسپاسم عروق نامیده می‌شود. استرس یا تغییر دما می‌تواند موجب تحریک اسپاسم عروق شود که معمولاً به مشکل دیگری منجر نمی‌شود. بیماری رینود می‌تواند به آرتروز روماتوئید، بیماری شوگرن یا مشکلات تیروئید هم مربوط باشد.
درد پاشنه پا
یکی از مهمترین دلایل درد پاشنه پا التهاب پلانتار فاسیلا، التهاب قسمتی از پا است که این رباط بلند به استخوان پاشنه متصل می‌شود. وقتی از خواب بیدار می‌شوید و به پاشنه‌تان فشار می‌آورید این درد تیزتر می‌شود. آرتروز، ورزش زیاد، و کفش نامناسب هم ممکن است موجب درد پاشنه پا شود و همچنین التهاب تاندون. عوامل کمتر شایع در این مورد، ایجاد زائده استخوانی در انتهای پاشنه، عفونت پاشنه، تومر یا شکستگی می‌باشد.
کشیدن پا
گاهی‌اوقات اولین نشانه ایجاد تغییر در نحوه راه رفتن شماست- قدم‌های عریض‌تر و کمی کشیدن پا روی زمین. دلیل آن می‌تواند از دست رفتن کند حس پا باشد که بخاطر تخریب عصب محیطی می‌باشد. حدود 30% از این موارد با دیابت در ارتباط هستند. تخریب عصبی می‌تواند بخاطر عفونت، کمبود ویتامین و اعتیاد به الکل نیز باشد. در بسیاری از موارد، هیچ کس از دلیل تخریب عضلانی مطلع نیست.
پا چنبری
در پا چنبری، شکل پا (و انگشتان آن) تغییر می‌کند. سر و ته ناخن‌ها گردتر می‌شود. بیماری ریوی یکی از متداول‌ترین علل این مشکل است اما بیماری‌های قلبی،؛ کبد و اختلالات گوارشی و برخی عفونت‌ها نیز می‌تواند از عوامل ایجاد آن باشد. گاهی اوقات نیز این مشکل ارثی است.
تورم پاها
این معمولاً مشکلی موقتی است که بخاطر زیاد سر پا ایستادن یا پروازهای طولانی مدت ایجاد می‌شود.مخصوصاً اگر باردار باشید. درمقابل، ماندن این تورم روی پاها می‌تواند نشان دهنده یک مشکل جسمی باشد. دلیل آن می‌تواند ضعف گردش خون، مشکل سیستم لنفاوی، یا لخته شدن خون باشد. اختلال کلیوی یا کم‌کاری تیروئید نیز می‌تواند موجب تورم پاها شود. اگر تورم پاهایتان  طولانی مدت ادامه یافت حتماً به پزشک مراجعه کنید.
سوزش پاها
ایجاد حس سوزش در پاها در بین بیماران دیابتی که دچار تخریب عصب محیطی هستند، مسئله‌ای شایع است. همچنین می‌تواند بخاطر کمبود ویتامین B، مرض قارچی انگشتان به نام پای ورزشکار، بیماری کلیوی مزمن، گردش خون ضعیف در پاها یا کم‌کاری تیروئید ایجاد شود.
زخم‌هایی که خوب نمی‌شوند
زخم پایی که خوب نمی‌شود یک علامت هشدار مهم برای دیابتی‌هاست. دیابت می‌تواند حس پاها، گردش خون و التیام یافتن طبیعی پاها را مختل کرده، طوریکه یک زخم کوچک به مشکلی واقعاً حاد تبدیل می‌شود. این زخم‌ها در معرض عفونت هم قرار می‌گیرند. دیابتی‌ها باید هر روز پاهای خود را شسته، خشک کنند و معاینه کنند که دچار زخم نشده باشند. کند بودن سرعت التیام یافتن زخم‌ها می‌تواند بخاطر ضعیف بودن گردش خون بخاطر مشکلاتی مثل بیماری عروق محیطی باشد.
درد شست پا
نقرس یکی از مهمترین دلایل درد ناگهانی شست پا همراه با قرمز شدن و تورم آن می‌باشد. آرتروز یکی دیگر از عوامل ایجاد درد و تورم است. پا چنبری یکی از مشکلات شایع ورزشکاران است، به ویژه آنهایی که روی سطح‌های سفت تمرین می‌کنند. این مشکل با آسیب رسیدن به رباطی که دور مفصل است ایجاد می‌شود.
درد انگشتان کوچک پا
اگر احساس کردید که روی سنگ مرمر راه می‌روید یا اگر درد از کف پا شروع شده و به سمت انگشتانتان می‌رود ممکن است دچار نوروم مورتون شده باشید که ضخیم شدن بافت دور یک عصب است که معمولاً بین انگشت سوم و چهارم قرار دارد. این مشکل 8 تا 10 مرتبه در خانم‌ها متداول‌تر از آقایان است. و دلیل آن هم بروز فشار زیاد روی پنجه پا می‌باشد.
خارش پا
این مشکل می‌تواند مشکل پای ورزشکار که یک عفونت قارچی متداول در مردان بین 20 تا 40 سال است، باشد. واکنش به موادشیمیایی یا محصولات آرایشی نیز می‌تواند موجب ایجاد خارش به همراه قرمز و خشک شدن پوست شود. اگر پوست ناحیه‌ای که خارش دارد ضخیم یا جوش مانند شود ممکن است پسوریازیس که واکنش بیش از حد سیستم ایمنی بدن است باشد. کرم‌های درمانی می‌تواند این علائم را از بین ببرند.
چنگالی شدن انگشتان پا
این بدشکلی پا می‌تواند به خاطر پوشیدن کفش‌های خیلی تنگ یا بیماری که عصب‌ها را تخریب می‌کند مثل دیابت، اعتیاد به الکل، یا سایر اختلالات عصبی باشد. انگشتان پا به سمت بالا خم شده و بعد از قسمت مفصل میانی به سمت پایین می‌روند. این مشکل ممکن است با تمرینات کششی مخصوص بهبود یابد و همچنین ممکن است به استفاده از کفش‌های خاص یا حتی جراحی نیاز باشد.
اسپاسم پا
یک درد ناگهانی تیز در پا نشاندهنده اسپاسم است که می‌تواند چند دقیقه طول بکشد. کار زیاد و خستگی عضلانی دلایل اصلی آن هستند. دلایل دیگر آن گردش خون ضعیف، کم آب شدن بدن، عدم توازم پتاسیمریال منیزیم، کلسیم، ویتامین D در بدن، می باشد. تغییر سطح هورمون‌ها یا باردای یا اختلالات تیروئید نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند. اگر اسپاسم زیاد یا جدی اتفاق بیفتد حتماً به پزشک مراجعه کنید. تمرینات کششی می‌تواند به از بین بردن درد عضلانی کمک کند.
لکه تیره روی پا
معمولاً می‌گویند که سرطان پوست بخاطر آفتاب ایجاد می‌شود و کسی ایجاد لکه روی پاهای خود را بررسی نمی‌کند. اما ملانوم که یکی از خطرناک ترین سرطان‌های پوست است، ممکن است در نواحی ایجاد شود که معمولاً در معرض تابش آفتاب نیستند. ملانوم حتی ممکن است زیر ناخن هم ایجاد شود که مثل یک لکه تیره به نظر می‌رسد.
زرد شدن ناخن‌ها پا
ناخن‌های پای شما نشاندهنده وضعیت سلامتی شما هستند. عفونت قارچی معمولاً موجب ضخیم و زردرنگ شدن ناخن پا می‌شوند. این می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری دیگر مثل لنف ادما (تورم مربوط به سیستم لنفاوی)، مشکلات ریوی یا آرتروز باشد.
قاشقی شدن انگشتان پا
گاهی اوقات آسیب رسیدن به ناخن یا قرار گرفتن آن در برابر محلول‌های نفتی می‌تواند موجب گود و قاشقی شکل شدن انگشتان پا شود. اما کمبود آهن نیز یکی دیگر از دلایل این مشکل است.
سفید شدن ناخن‌های پا
آسیب رسیدن به ناخن‌ها یا بیماری برای هر قسمت از بدن می‌تواند موجب ایجاد نواحی سفیدرنگ روی ناخن شود. اگر قسمتی یا کل ناخنتان از گوشت جدا شود ممکن است سفید رنگ گردد و این می‌تواند بخاطر آسیبدیدگی، عفونت یا پسوریازیس باشد. اگر ناخن دست نخورده است و بیشتر آن سفید شده باشد، می‌تواند گاهی نشاندهنده یک مشکل جدی مثل بیماری کبد، نارسایی اختقانی قلب یا دیابت باشد.
ایجاد فرورفتگی روی ناخن‌ها پا
ایجاد فرورفتگی روی سطح ناخن با اختلال در رشد ناخن ایجاد می‌شود. این مشکل معمولاً در نیمی از افراد مبتلا به پسوریازیس اتفاق می‌افتد.

سوالات نابجا،لجاجت،گاو بنی اسراییل

ماجراي گاو بني‎اسرائيل، مختلف نقل شده، ما در اينجا نظر شما را به ذكر يكي از آن روايات، با توجّه به روايات ديگر و آيات 67 تا 73 سورة بقره، جلب مي‎كنيم.
مرد نيكوكاري به پدر و مادر خود احترام مي‎كرد. در يكي از روزها كه پدرش در خواب بود معاملة پر سودي برايش پيش آمد، ولي مغازه‎اش بسته بود و كليد مغازه نزد پدرش بود و پدرش نيز در آن وقت خوابيده بود. فروختن كالا، بستگي به بيدار كردن پدر داشت، تا كليدي را كه در نزد پدر بود بگيرد. مرد نيكوكار آن معاملة پرسود را به خاطر بيدار نكردن پدر، انجام نداد (و به خاطر احترام به پدر، از سود كلاني كه معادل 70 هزار درهم بود، گذشت) و مشتري رفت. وقتي پدر بيدار شد و از ماجرا اطّلاع يافت، از پسر مهربانش تشكّر كرد و گاوي را كه داشت به پسرش بخشيد و گفت: «اميدوارم خير و بركت بسيار، از ناحية اين گاو به تو برسد.»
اين از يك سو، و از سوي ديگر يكي از جوانان نيك بني‎اسرائيل از دختري خواستگاري كرد، به او جواب مثبت دادند، پسرعموي او كه جوان آلوده به گناه بود، از همان دختر خواستگاري كرد. خواستگاري او را رد كردند، او كينة پسرعمويش را به دل گرفت تا اينكه شبي او را غافلگير كرده و كشت و جنازه‎اش را در يكي از محلّه‎ها انداخت. فرداي آن روز كنار جنازه آمد و با گريه و داد و فرياد، تقاضاي خونبها كرد و گفت: «هر كس او را كشته، خونبهايش به من مي‎رسد، و اگر قاتل پيدا نشد، اهل آن محل بايد خونبها را بپردازند!»
موضوع پيچيده شد و اختلاف، شديد گرديد، چون تعيين قاتل از طريق عادي ممكن نبود و ادامة اين وضع ممكن بود موجب فتنه و قتل عظيم شود، نزد موسي ـ عليه السلام ـ آمدند تا او از خدا بخواهد قاتل را معرّفي كند.
موسي ـ عليه السلام ـ حلّ مشكل را از درگاه خدا خواست، خداوند دستوري به او داد، موسي ـ عليه السلام ـ آن دستور را به قوم خود چنين بيان كرد:
خداوند به شما دستور مي‎دهد ماده گاوي را ذبح كنيد و قطعه‎اي از بدن آن را به مقتول بزنيد، تا زنده شود و قاتل را معرّفي كند و درگيري پايان يابد.
بني‎اسرائيل: آيا ما را مسخره مي‎كني؟
موسي ع: به خدا پناه مي‎برم از اينكه از جاهلان باشم.
بني‎اسرائيل اگر كار را در همين جا ختم مي‎كردند، زود به نتيجه مي‎رسيدند، ولي بر اثر سؤالهاي مكرّر، خودشان كار خود را دشوار نمودند، به موسي گفتند: «از خدا بخواه براي ما روشن كند كه اين ماده‌ گاو، بايد چگونه باشد؟»
موسي ع: خدا مي‎فرمايد: ماده گاوي كه نه پير و از كار افتاده، و نه جوان باشد، بلكه ميان اين دو باشد، آنچه به شما دستور داده شد زود انجام دهيد.
بني‎اسرائيل: از خدا بخواهد كه چه رنگي داشته باشد.
موسي ع: خداوند مي‎فرمايد: گاوي زردرنگ كه رنگ آن بينندگان را شاد سازد.
بني‎اسرائيل: از خدا بخواه بيشتر توضيح دهد، زيرا چگونگي اين گاو براي ما مبهم است، اگر خدابخواهد ما هدايت خواهيم شد.
موسي: خداوند مي‎فرمايد: گاوي باشد كه براي شخم زدن رام نشده، و براي زراعت آبكشي ننموده است و هيچ عيب و رنگ ديگري در او نيست.
بني‎اسرائيل: اكنون مطلب روشن شد. حقّ مطلب را براي ما آوردي.[1]
بني‎اسرائيل به جستجو پرداختند تا گاوي را با همين اوصفا بيابند، سرانجام چنين گاوي را از خانة همان مرد نيكوكاري كه به پدر و مادر احترام مي‎كرد و پدرش گاوي به او بخشيده بود يافتند، آن گاو را پس از چانه‎زني‎هاي مكرّر به قيمت بسيار گران يعني به پُر بودن پوست آن از طلا، خريدند و گاو را آوردند. به دستور موسي ـ عليه السلام ـ آن گاو را ذبح كرده، دم او را قطع كردند و به مقتول زدند، او به اذن خدا زنده شد و گفت: «فلان پسرعمويم كه ادّعاي خونبهاي مرا دارد، قاتل من است.»
معمّا حل شد و قاتل به مجازات رسيد و مقتول زنده شده با دختر عموي خود ازدواج كرد و مدّت زماني با هم زندگي كردند و آن مرد نيكوكار، كه به پدر و مادر نيكي مي‎كرد به سود كلاني رسيد و پاداش نيكوكاريش را گرفت، حضرت موسي ـ عليه السلام ـ فرمود:

«اُنْطُرُوا اِلي الْبِرِّ ما بَلَغَ بِاَهْلِهِ؛ به نيكي بنگريد كه چه پاداش سودمندي به صاحبش مي‎بخشد!»[2]

در ادامه....

ادامه نوشته