الماس - برلیان

برليان Brilliant :
برليان نوعي تراش است که براي سنگ الماس استفاده ميشود اين نوع تراش فرزند تراشي است به نام تراش سوييسي که براي انواع و اقسام سنگهاي مختلف در گذشته استفاده مي شده است. در تراش برليان امروزه سعي بر آن است که هر چه بيشتر از قبل جلوه هاي بصري سنگ الماس را به نمايش بگذراند و زواياي و نوع برش را به شکلي تنظيم کنند که نور وارده شده به سنگ الماس با صفحات بيشتري از سنگ برخورده کرده و در انتها به چشم ما برخورد کند. براي دست يافتن به اين مساله دانشمندان موسسات بزرگ آمريکا و بلژيک هميشه براي بهتر کردن نوع تراش الماس ها تلاش مي کنند و سال به سال استاندارهاي جديدي را براي اينکار ارائه مي دهند. و در اصل تراشندگان الماس چه کساني که به روش سنتي مباردت به تراش الماس ميکنند و چه کساني که با دستگاه هاي پيشرفته بايستي پيرو اين استاندار باشند.
الماس Diamond:
در مورد الماس کما بيش اکثر مردم اطلاعات خوبي دارند، من جمله اينکه، بالاترين درجه ي سختي را در بين سنگهاي قيمتي و نيمه قيمتي دارد، سنگي بسيار گران قيمت است گاهي اوقات الماسهايي که تاريخچه ي مختص به خود را با خود به همراه دارند پشتوانه ي پول مملکت ها هستند، نوع شفاف و بي رنگ آن معروفترين نوع آن است ولي امروز براي تنوع هم که شده از رنگهاي مختلف آن هم استقبال به عمل مي آيد و غيره ….
پس به دليل اينکه اين نوع تراش يعني تراش برليان صرفا براي سنگ الماس روز به روز در حال پيشرفت و بهبود هست عموم افراد اين سنگي قيمتي را به اسم برليان ميشناسند در صورتي که در اصل بايستي به خاطر داشته باشيم که نام اين سنگ الماس است و تراش آن برليان، ممکن است يک نوع سنگ با استفاده از نوع ديگري از تراشها، تراش خورده باشد پس نبايد براي آن سنگ واژه ي برليان را بکار ببريم.

غفلت

 قرآن کریم: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

بگو : « آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟» تنها خردمندان به این حقیقت توجه دارند.

عالمان و جاهلان هر دو به ظاهر انسان هستند اما تفاوت آنان از نظر شخصیت و ارزش انسانی، تفاوت خورشید تابناک است و شب ظلمانی ! تفاوت آنان همان تفاوت چشمه ی آب زلال است و کویر خشک، علم ارزشی است که برای رسیدن به آن باید تلاش کنیم.

--------------------------------------------------------------------------------------

اردشير، بنايى شگفت انگيز ساخت و حكيمى را گفت : در آن ، عيبى مى بينى ؟ حكيم گفت : همانند آن نديده ام . اما آن را عيبى هست . گفت : چه ؟ گفت : آن كه تو را از آن بيرون برند، كه باز نيايى و به جايى برند كه ديگر نيايى . و اردشير گريست .

---------------------------------------------------------------------------------------

چون جعفر برمكى كشته شد، ابونواس گفت : بخدا! كه كرم و فضل و ادب مرد. او را گفتند: تو به روزگار زندگى اش او را هجا نگفتى ؟ گفت : بخدا! كه آن از بدبختى و هوى پرستى من بود. و چگونه در دنيا همانند او در بخشش و ادب پديد خواهد آمد؟ كه وقتى ، شعرى از من در وصف خويش ‍ شنيد بيست هزار درهم مرا فرستاد و گفت : با اين ، جامه هايت را بشوى !

---------------------------------------------------------------------------------------

سنگى به سوى يك چشمى آمد و بر چشم سالم او خورد. او دست به هر دو چشم نهاد و گفت : خدا را سپاس كه روز خويش به شب آورديم .

گلشن راز محمود شبستری

مثنوی گلشن راز مهم‌ترین و مشهورترین اثر منظوم محمود شبستری است که در بردارندهٔ اندیشه‌های عرفانی وی می‌باشد. با وجود حجم اندکش، این کتاب یکی از یادگارهای پرارزش و بلندنام ادبیات عرفانی کهن فارسی است، که در آن بیان مفاهیم صوفیانه با شور، شوق، و روانی ویژه‌ای همراه‌گردیده است. مطابق شیوهٔ معمول عطار و مولانا، در این‌جا نیز، از حکایات و تمثیلات برای بیان و عرضهٔ مؤثّر معانی عرفانی و حکمی استفاده شده است.

شبستری این مثنوی را در پاسخ به پرسش‌های امیر حسینی هروی سروده است. در هفدهم ماه شوال سال ۷۱۷ فرستاده‌ای از خراسان مشکلات و مسائل مربوط به فهم و تبیین پاره‌ای از رموز و اشارات عرفانی را در قالب نامه‌ای منظوم در مجلسی با حضور شبستری می‌خواند..

تعداد ابیات در بر دارندهٔ سؤالات هروی را ۱۶ یا ۱۷ نقل کرده‌اند، که پاره‌ای از آن‌ها (از ابتدا و به ترتیب) به صورت زیر است:

نخست از فکر خویشم در تحیر                چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟
کدامین فکر ما را شرط راه است؟            چرا گه طاعت و گاهی گناه است؟
که باشم من؟ مرا از من خبر کن              چه معنی دارد اندر خود سفر کن؟
مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟           که را گویم که او مرد تمام است؟
که شد از سر وحدت واقف آخر؟              شناسای چه آمد عارف آخر؟
اگر معروف و عارف ذات پاک است        چه سودا بر سر این مشت خاک است؟
کدامین نقطه را نطق است، اناالحق؟         چه گویی هرزه‌ای بود آن مزبق؟
چرا مخلوق را گویند واصل؟                  سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟
وصال ممکن و واجب به هم چیست؟         حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟
چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟         ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟
چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟   طریق جستن آن جزو چون است؟
قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟            که این، عالم شد آن‌دیگر خدا شد؟

لینک دانلود کل کتاب گلشن راز در فصل های مختلف