باتری اشکانی
شواهد انکارناپذير مبني بر صحت احتمالي ادعاي کونيگ توسط دانشمندي آمريکايي در سال 1960ارائه شدند.
هايک در گزارش خود در اين رابطه چنين مي نويسد:
«در اينجا جالب است که تحقيق گسترده آقاي جان ب.پييرچينسکي از دانشگاه کاروليناي شمالي در ماه مارس 1960را درباره ي اين کشف شگفت انگيز عنوان کنيم. آقاي پييرچينسکي با نمونه هاي مشابه اين دستگاه تحقيقات آزمايشگاهي انجام داده و نتايج بسيار دلخواهي بدست آوره است. وقتي که وي از محلول 5 درصد سرکه بعنوان الکترونيک استفاده کرد، از هر سلول به مدت هجده روز 1/5ولت جريان بدست آمد. او عقيده دارد که اين براي آبکاري الکتريکي نقره بر روي مس کافي است. وي همچنين اعلام مي دارد که شئ ممکن است در عمليات آبکاري الکتريکي بوسيله ي نقره کاران محلي استفاده مي شده است.
در تابستان و پائيز 1962آقاي و. وينتون از موزه علوم لندن، هنگامي که براي نظم بخشيدن به موزه عراق به مأموريت به آن کشور رفته بود، باطري اشکاني را به دقت مورد مطالعه قرار داد. او در مقاله اي تحت عنوان «باطريهاي بغدادي قبل از ميلاد» که در سال 1962در ژورنال باستانشناسي و تاريخ عراق «سومر» به چاپ رساند، مشاهدات خود را بصورت زير خلاصه کرد: «در يک ظرف مسي ديواره نازکي در نظر بگيريد که اندازه آن حدود اندازه باطريهاي يک چراغ قوه و در درون آن ميله آهني قرار گرفته باشد که به وسيله ي لايه نازکي از آسفالت از پائين و مقداري آسفالت از بالا از بدنه مسي جدا شده است. حال اگر اين اشياء را در مقابل ديدگان يک فيزيکدان يا متخصص برق و يا هر کس ديگري که فقط به طور مبهم درس فيزيک مدرسه را بياد مي آورد قرار دهيم، واکنش او چه خواهد بود؟ آيا اين اشياء زنگي را در گوش او به صدا در نمي آورد؟ سلول ساده گالواني و يا ولتا آري، البته!مقداري اسيد- از هر نوع که باشد، مثلاً سرکه- در ظرف مسي بريزند و شگفتا! شما صاحب سلول ساده اي هستيد که قادر به ايجاد جريان الکتريسيته است» سپس اضافه نمود: «شايد غرور و تکبر ناشي از پيشرفتهاي علمي امروزي براي عده اي مانع از باور کردن اين حقيقت است که اجداد بين النهريني ما در 2000سال پيش از پيدايش جريان الکتريسيته آگاهي داشته اند.»
بر اساس چنين نتايج تحقيقاتي بود که هـ.هوبر مقاله خود را به عنوان «سلول گالوانيک، باطري 2000 ساله در عصر انرژي هسته اي» که در سال 1970به چاپ رساند با جملات زير آغاز کرد:
«اين عنوان تکان دهنده است زيرا تا همين اواخر تصور مي شد که کشف و مطالعه پديده گالوانيک يکي از شاهکارهاي علوم طبيعي عهد معاصر مي باشد.»
آرزوي بدست آوردن شواهد بيشتر از کاربرد واقعي چنين وسايلي در دوران باستان و يافتن اسناد قطعي مبين بر عملکرد سلولهاي آبکاري، همچنان براي بسياري از دانشمندان و محققان نيروي محرکي به شمار مي رفت. مطلب زير شاهدي براين مدعاست:
«در تابستان 1978به مناسبت نمايشگاه «سومر-آشور-بابل» در موزه هليدس هايم، مصرشناس آلماني، آرنه اگربرشت، موفق به نشان دادن اين نکته شد که حتي از آب انگور تازه نيز مي توان الکتروليتي ساخت که شدت جرياني در حدود 5% ولت توليد کند. وي در آزمايشگاه دوم خود اين باطري را به يک حمام گالوانيک متصل کرده و مجسمه نقره اي کوچکي را در مدت دو ساعت و نيم با لايه طلايي پوشش داد.»
هفته نامه آلماني Die Zeit در شماره چهل و پنجم مورخ نوامبر 1982مقاله اي پيرامون اين رويداد علمي و آزمايشهاي مشابه تحت عنوان اشکانيان 2000سال پيش از الکتريسيته: استفاده مي کردند»منتشر کرد و اين نتيجه را اعلام نمود که: «اکنون مدارک غير قابل انکاري وجود دارد که اشکانيان در زمان سزار و کلئوپاترا از راز باطري الکتريکي مطلع بوده اند». در سالهاي اخير، پرفسور و.يانسن از دانشگاه اولدنبرگ و همکارانش مطالعاتي وسيع تحت شرايط مختلف در آزمايشگاه انجام داده اند، تا چگونگي عملکرد باطري اشکاني را دريابند. در اين آزمايشها هم از استوانه هاي مسي بسته و هم استوانه هاي مسي باز استفاده کرده و قادر به نشان دادن توانايي چنين وسيله اي در توليد جريان الکتريسيته شده اند.
نويسندگان در مقاله اي که در سال 1986تحت عنوان «توسعه و تغييرات فرضيه ها در علم الکتروشيمي» ديدگاه خود را در مورد هنر آب طلا کاري اشکانيان چنين بيان مي کنند: «اشکانيان که بين النهرين را در سال 141قبل از ميلاد فتح کرده و قرون متمادي بر آنجا حکومت کردند، متخصصان واقعي آب طلاکاري بوده اند. پوششهاي طلايي آنها بسيار خالص و درخشان هستند. ما اکنون فقط بوسيله روشهاي جديد آبکاري الکتريکي مي توانيم چنين پوششهايي را ايجاد کنيم.»
اين محققين نتايج مطالعات دقيق و آزمايشهاي مربوط به توانائيهاي آبکاري باطري اشکاني را در سه مقاله با عنوان «باطري اشکاني و آب طلاکاري زرگران بغداد» در سالهاي 1987و1993به چاپ رساندند.
همانطور که قبلاً نيز گفته شد، آنها شرايط آزمايشي را با استوانه هاي مسي داراي کف و بدون کف بوجود آوردند تا کاربرد سلول گالوانيکي اشکاني را تحت عملکرد اکسيژن در داخل استوانه مسي يعني جايي که واکنشهاي شيميايي بوقوع مي پيوندد اندازه بگيرند. آنها همچنين سلول گالوانيکي مخصوصي ساختند تا توانايي آب طلا کاري باطري اشکاني را مورد مطالعه قرار داده و لايه هاي طلا بوجود آورند، زيرا مايل بودند آب طلا کاري اشکانيان را تجربه کنند.
«جالب است بدانيم که چگونه اشکانيان سياتيد طلا را که براي آب طلا دادن لازم است ولي در طبيعت وجود ندارد، توليد مي کردند: بررسي ها نشان مي دهند که اگر طلا زير چرم فاسد و دباغي نشده کوبيده شود، اکسيد شده و تبديل به ترکيب پيچيده سياتيد طلا مانند ((K(AU(CN مي شود. توضيح ديگر اين است که فرض کنيم طلا را در مايعات گازدار در مجاورت هسته هاي خردشده ميوه قرار مي دادند. در اين صورت، يکي از مواد تشکيل دهنده هسته ميوه بنام آميگدالين يونهاي سياتيد را بطور هيدروليتيک جدا مي سازد. بدين ترتيب طلا پس از واکنش با هوا اکسيد شده و ترکيب سياتيدي طلا را بوجود مي آورد.
با اين وجود، فعلاً مجبور به قبول اين واقعيت هستيم که حقيقت روشهاي آب طلاکاري اشکانيان ممکن است براي ساليان آينده به عنوان معمايي لاينحل باقي بماند.»
يک نکته جالب توجه اين است که به اعتقاد بعضي از متخصصين، اشکانيان اين وسايل، را احتمالاً براي مقاصد ديگري بجز آب فلز کاري به کار مي گرفتند. يکي از آنها، تا جايي پيش مي رود که مي گويد:
«سؤال اين است که آيا اشکانيان از اين دستگاه به منظورهاي جادوگري يا درماني استفاده مي کرده اند يا خير- شايد آنها با روشي شبيه به طب سوزني اعصاب بيمارانشان را با اين باطريها تحريک مي کردند. از طرف ديگر شايد آنها احتمال درمان با شوک الکتريکي را انجام مي دادند. چه بسا که کاهنان اشکاني براي همين منظور تعدادي از اين واحدها را به يکديگر وصل مي کرده اند.»
اينک شايسته است که اندکي درباره چگونگي دست يافتن اشکانيان به اين اختراع عظيم بيانديشيم. براي يافتن پاسخ اين سؤال بغرنج لازم است که اصول آب فلز کاري را در نظر بگيريم: اگر قلعه فلزي را همانطور که در شکل (6) نشان داده شده، در ظرفي حاوي محلول اسيدي قرار دهيم به احتمال زياد اتمهاي فلز، شبکه خود را رها کرده و در حاي که الکترونهاي با بار منفي را پشت سر مي گذارند بصورت يونهاي فلزي مثبت وارد محلول مي شوند. در چندم صدم ثانيه، اين تجزيه آندي به علت نيروهاي جاذبه شديد که بطور الکتروستاتيک بين ذرات باردار متفاوت بوجود مي آيد پايان مي يابد و در نتيجه يک حالت تعادل ديناميک برقرار مي شود، حال اگر قطعه فلز ديگري را با خواص متفاوت درون محلول قرار داده و به طريقي، مثلاً با يک سيم، به قطعه فلز اول وصل کنيم، الکترونها از طريق اين هادي خارجي به فلز دوم راه يافته و به آن بار منفي بيشتري مي دهند. نتيجتاً يونهاي فلزي داراي بار مثبت که در محلول در حرکتند به سمت فلز دوم که داراي بار منفي است جذب شده و به مجرد تماس با سطح آن بوسيله الکترونها خنثي مي شوند و در نتيجه فلز دوم با لايه نازکي از فلز اول پوشيده مي شود.
بدين سان يک ظرف مسي پر از سرکه که در ارتباط مستقيم با پيمانه آهني آويزان در آن مي باشد، مي تواند يک وسيله ي آبکاري را تشکيل دهد. در واقع مس و آهن که با يکديگر در تماس اند و بوسيله مايع اسيدي مانند سرکه احاطه شده اند، احتمالاً تحت واکنشهاي مشابه قرار مي گيرند. سؤال اين است که آيا يکي از اشکانيان بطور تصادفي اين پديده اعجاب انگيز را مشاهده کرده و اگر چنين است حتماً به خود گفته که فقط خدا مي داند به چه علت پيمانه آهني که در ظرف مسي پر از سرکه آويزان شده با لايه نازکي از مس پوشيده شده است! براي لحظه اي تصور کنيم که اين داستان اکتشاف اشکانيان باشد. آنگاه چه نتيجه اي مي توان گرفت؟ همانطور که به آساني مي توان تصور کرد، افرادي باهوش و به احتمال زياد دانشمند ايران باستان دير يا زود از اين کشف و اهميت کاربردي آن آگاه شده و طبيعتاً تصميم به نگهداري اين راز بزرگ در ميان خود گرفتند تا مردم عادي از چگونگي عملکرد آن آگاهي پيدا نکنند، زيرا مي خواستند از اين کشف تاريخي بيشترين سود ممکن را برده و مصداق ضرب المثل «توانا بود هر که دانا بود» دانائي و توانائي را از آن خود کنند.
پي نوشت:
*استاد دانشگاه صنعتي برلين
منبع:نشریه پایگاه نور شماره 6
هايک در گزارش خود در اين رابطه چنين مي نويسد:
«در اينجا جالب است که تحقيق گسترده آقاي جان ب.پييرچينسکي از دانشگاه کاروليناي شمالي در ماه مارس 1960را درباره ي اين کشف شگفت انگيز عنوان کنيم. آقاي پييرچينسکي با نمونه هاي مشابه اين دستگاه تحقيقات آزمايشگاهي انجام داده و نتايج بسيار دلخواهي بدست آوره است. وقتي که وي از محلول 5 درصد سرکه بعنوان الکترونيک استفاده کرد، از هر سلول به مدت هجده روز 1/5ولت جريان بدست آمد. او عقيده دارد که اين براي آبکاري الکتريکي نقره بر روي مس کافي است. وي همچنين اعلام مي دارد که شئ ممکن است در عمليات آبکاري الکتريکي بوسيله ي نقره کاران محلي استفاده مي شده است.
در تابستان و پائيز 1962آقاي و. وينتون از موزه علوم لندن، هنگامي که براي نظم بخشيدن به موزه عراق به مأموريت به آن کشور رفته بود، باطري اشکاني را به دقت مورد مطالعه قرار داد. او در مقاله اي تحت عنوان «باطريهاي بغدادي قبل از ميلاد» که در سال 1962در ژورنال باستانشناسي و تاريخ عراق «سومر» به چاپ رساند، مشاهدات خود را بصورت زير خلاصه کرد: «در يک ظرف مسي ديواره نازکي در نظر بگيريد که اندازه آن حدود اندازه باطريهاي يک چراغ قوه و در درون آن ميله آهني قرار گرفته باشد که به وسيله ي لايه نازکي از آسفالت از پائين و مقداري آسفالت از بالا از بدنه مسي جدا شده است. حال اگر اين اشياء را در مقابل ديدگان يک فيزيکدان يا متخصص برق و يا هر کس ديگري که فقط به طور مبهم درس فيزيک مدرسه را بياد مي آورد قرار دهيم، واکنش او چه خواهد بود؟ آيا اين اشياء زنگي را در گوش او به صدا در نمي آورد؟ سلول ساده گالواني و يا ولتا آري، البته!مقداري اسيد- از هر نوع که باشد، مثلاً سرکه- در ظرف مسي بريزند و شگفتا! شما صاحب سلول ساده اي هستيد که قادر به ايجاد جريان الکتريسيته است» سپس اضافه نمود: «شايد غرور و تکبر ناشي از پيشرفتهاي علمي امروزي براي عده اي مانع از باور کردن اين حقيقت است که اجداد بين النهريني ما در 2000سال پيش از پيدايش جريان الکتريسيته آگاهي داشته اند.»
بر اساس چنين نتايج تحقيقاتي بود که هـ.هوبر مقاله خود را به عنوان «سلول گالوانيک، باطري 2000 ساله در عصر انرژي هسته اي» که در سال 1970به چاپ رساند با جملات زير آغاز کرد:
«اين عنوان تکان دهنده است زيرا تا همين اواخر تصور مي شد که کشف و مطالعه پديده گالوانيک يکي از شاهکارهاي علوم طبيعي عهد معاصر مي باشد.»
آرزوي بدست آوردن شواهد بيشتر از کاربرد واقعي چنين وسايلي در دوران باستان و يافتن اسناد قطعي مبين بر عملکرد سلولهاي آبکاري، همچنان براي بسياري از دانشمندان و محققان نيروي محرکي به شمار مي رفت. مطلب زير شاهدي براين مدعاست:
«در تابستان 1978به مناسبت نمايشگاه «سومر-آشور-بابل» در موزه هليدس هايم، مصرشناس آلماني، آرنه اگربرشت، موفق به نشان دادن اين نکته شد که حتي از آب انگور تازه نيز مي توان الکتروليتي ساخت که شدت جرياني در حدود 5% ولت توليد کند. وي در آزمايشگاه دوم خود اين باطري را به يک حمام گالوانيک متصل کرده و مجسمه نقره اي کوچکي را در مدت دو ساعت و نيم با لايه طلايي پوشش داد.»
هفته نامه آلماني Die Zeit در شماره چهل و پنجم مورخ نوامبر 1982مقاله اي پيرامون اين رويداد علمي و آزمايشهاي مشابه تحت عنوان اشکانيان 2000سال پيش از الکتريسيته: استفاده مي کردند»منتشر کرد و اين نتيجه را اعلام نمود که: «اکنون مدارک غير قابل انکاري وجود دارد که اشکانيان در زمان سزار و کلئوپاترا از راز باطري الکتريکي مطلع بوده اند». در سالهاي اخير، پرفسور و.يانسن از دانشگاه اولدنبرگ و همکارانش مطالعاتي وسيع تحت شرايط مختلف در آزمايشگاه انجام داده اند، تا چگونگي عملکرد باطري اشکاني را دريابند. در اين آزمايشها هم از استوانه هاي مسي بسته و هم استوانه هاي مسي باز استفاده کرده و قادر به نشان دادن توانايي چنين وسيله اي در توليد جريان الکتريسيته شده اند.
نويسندگان در مقاله اي که در سال 1986تحت عنوان «توسعه و تغييرات فرضيه ها در علم الکتروشيمي» ديدگاه خود را در مورد هنر آب طلا کاري اشکانيان چنين بيان مي کنند: «اشکانيان که بين النهرين را در سال 141قبل از ميلاد فتح کرده و قرون متمادي بر آنجا حکومت کردند، متخصصان واقعي آب طلاکاري بوده اند. پوششهاي طلايي آنها بسيار خالص و درخشان هستند. ما اکنون فقط بوسيله روشهاي جديد آبکاري الکتريکي مي توانيم چنين پوششهايي را ايجاد کنيم.»
اين محققين نتايج مطالعات دقيق و آزمايشهاي مربوط به توانائيهاي آبکاري باطري اشکاني را در سه مقاله با عنوان «باطري اشکاني و آب طلاکاري زرگران بغداد» در سالهاي 1987و1993به چاپ رساندند.
همانطور که قبلاً نيز گفته شد، آنها شرايط آزمايشي را با استوانه هاي مسي داراي کف و بدون کف بوجود آوردند تا کاربرد سلول گالوانيکي اشکاني را تحت عملکرد اکسيژن در داخل استوانه مسي يعني جايي که واکنشهاي شيميايي بوقوع مي پيوندد اندازه بگيرند. آنها همچنين سلول گالوانيکي مخصوصي ساختند تا توانايي آب طلا کاري باطري اشکاني را مورد مطالعه قرار داده و لايه هاي طلا بوجود آورند، زيرا مايل بودند آب طلا کاري اشکانيان را تجربه کنند.
«جالب است بدانيم که چگونه اشکانيان سياتيد طلا را که براي آب طلا دادن لازم است ولي در طبيعت وجود ندارد، توليد مي کردند: بررسي ها نشان مي دهند که اگر طلا زير چرم فاسد و دباغي نشده کوبيده شود، اکسيد شده و تبديل به ترکيب پيچيده سياتيد طلا مانند ((K(AU(CN مي شود. توضيح ديگر اين است که فرض کنيم طلا را در مايعات گازدار در مجاورت هسته هاي خردشده ميوه قرار مي دادند. در اين صورت، يکي از مواد تشکيل دهنده هسته ميوه بنام آميگدالين يونهاي سياتيد را بطور هيدروليتيک جدا مي سازد. بدين ترتيب طلا پس از واکنش با هوا اکسيد شده و ترکيب سياتيدي طلا را بوجود مي آورد.
با اين وجود، فعلاً مجبور به قبول اين واقعيت هستيم که حقيقت روشهاي آب طلاکاري اشکانيان ممکن است براي ساليان آينده به عنوان معمايي لاينحل باقي بماند.»
يک نکته جالب توجه اين است که به اعتقاد بعضي از متخصصين، اشکانيان اين وسايل، را احتمالاً براي مقاصد ديگري بجز آب فلز کاري به کار مي گرفتند. يکي از آنها، تا جايي پيش مي رود که مي گويد:
«سؤال اين است که آيا اشکانيان از اين دستگاه به منظورهاي جادوگري يا درماني استفاده مي کرده اند يا خير- شايد آنها با روشي شبيه به طب سوزني اعصاب بيمارانشان را با اين باطريها تحريک مي کردند. از طرف ديگر شايد آنها احتمال درمان با شوک الکتريکي را انجام مي دادند. چه بسا که کاهنان اشکاني براي همين منظور تعدادي از اين واحدها را به يکديگر وصل مي کرده اند.»
اينک شايسته است که اندکي درباره چگونگي دست يافتن اشکانيان به اين اختراع عظيم بيانديشيم. براي يافتن پاسخ اين سؤال بغرنج لازم است که اصول آب فلز کاري را در نظر بگيريم: اگر قلعه فلزي را همانطور که در شکل (6) نشان داده شده، در ظرفي حاوي محلول اسيدي قرار دهيم به احتمال زياد اتمهاي فلز، شبکه خود را رها کرده و در حاي که الکترونهاي با بار منفي را پشت سر مي گذارند بصورت يونهاي فلزي مثبت وارد محلول مي شوند. در چندم صدم ثانيه، اين تجزيه آندي به علت نيروهاي جاذبه شديد که بطور الکتروستاتيک بين ذرات باردار متفاوت بوجود مي آيد پايان مي يابد و در نتيجه يک حالت تعادل ديناميک برقرار مي شود، حال اگر قطعه فلز ديگري را با خواص متفاوت درون محلول قرار داده و به طريقي، مثلاً با يک سيم، به قطعه فلز اول وصل کنيم، الکترونها از طريق اين هادي خارجي به فلز دوم راه يافته و به آن بار منفي بيشتري مي دهند. نتيجتاً يونهاي فلزي داراي بار مثبت که در محلول در حرکتند به سمت فلز دوم که داراي بار منفي است جذب شده و به مجرد تماس با سطح آن بوسيله الکترونها خنثي مي شوند و در نتيجه فلز دوم با لايه نازکي از فلز اول پوشيده مي شود.
بدين سان يک ظرف مسي پر از سرکه که در ارتباط مستقيم با پيمانه آهني آويزان در آن مي باشد، مي تواند يک وسيله ي آبکاري را تشکيل دهد. در واقع مس و آهن که با يکديگر در تماس اند و بوسيله مايع اسيدي مانند سرکه احاطه شده اند، احتمالاً تحت واکنشهاي مشابه قرار مي گيرند. سؤال اين است که آيا يکي از اشکانيان بطور تصادفي اين پديده اعجاب انگيز را مشاهده کرده و اگر چنين است حتماً به خود گفته که فقط خدا مي داند به چه علت پيمانه آهني که در ظرف مسي پر از سرکه آويزان شده با لايه نازکي از مس پوشيده شده است! براي لحظه اي تصور کنيم که اين داستان اکتشاف اشکانيان باشد. آنگاه چه نتيجه اي مي توان گرفت؟ همانطور که به آساني مي توان تصور کرد، افرادي باهوش و به احتمال زياد دانشمند ايران باستان دير يا زود از اين کشف و اهميت کاربردي آن آگاه شده و طبيعتاً تصميم به نگهداري اين راز بزرگ در ميان خود گرفتند تا مردم عادي از چگونگي عملکرد آن آگاهي پيدا نکنند، زيرا مي خواستند از اين کشف تاريخي بيشترين سود ممکن را برده و مصداق ضرب المثل «توانا بود هر که دانا بود» دانائي و توانائي را از آن خود کنند.
پي نوشت:
*استاد دانشگاه صنعتي برلين
منبع:نشریه پایگاه نور شماره 6
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط مجید غفوری
در این مجموعه بیش از 1000مطلب علمی،سلامت،ورزشی،تغذیه،رایانه،... برای علاقه مندان ارائه شده است.