آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد:
" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند."
افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.
عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:
اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد؛
اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛
اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً  بهبود نیافته باشد؛
اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.
افسردگی، به معنای پژمردگی است. پژمردگی، یكی از بدترین علل رفتاری در تغییر حالات روحی، روانی است .

علائم بیماری
عدم انگیزه، عدم تحرك، انزواطلبی، عدم نشاط ، خیره شدن به نقطه ای مبهم، میل به خودكشی، پریشان حالی، پرخاشگری، عدم تعادل، فراموشی، نشنیدن و یا عدم توجه به صحبت های دیگران، تكرار مكررات و یا میل به شنیدن مجدد خبر و یا توضیح، خواب زیاد و یا كم، علاقه مندی به موسیقی های آرام و غمگین و...
پژمردگی، به طور معمول به دو صورت:
ناگهانی و تدریجی
غالب می گردد ولی برحسب پژوهش های صورت گرفته بالاترین سطح آمار موجود به تدریجی بودن افسردگی، دلالت می كند.
این بیماری، مختص انسان ها نیست و نباتات و حیوانات را هم در برمی گیرد و لذا این بیماری در شكل و عنوان كلی آن، بر همه موجودات زنده جهان، صدق می كند.
باید توجه داشت كه:
در نهاد و سرشت هر موجودی، به دلیل دوری از ذات احدیت، حالتی به نام انتظار وجود دارد كه این انتظار به خاطر طولانی بودن مدت آن، نوعی افسردگی را در نهاد موجودات زنده ،نهادینه می كند. چرا كه كل موجودات جهان به دلیل هجران و دوری از خالق و صاحب اصلی خویش یعنی پروردگار متعال از یك نوع انتظار و غم درونی رنج می برند.
شما دقت كنید به خودتان و یا دیگرانی كه دیده اید و یا حتی بارزترین نمونه آن كودكی شیرخوار كه در آسایش كامل به سر می برد بازهم گاه او را در غم بخصوصی مشاهده خواهید كرد و متعجب می شوید چگونه این كودك شیرخوار نیز اینگونه به اندیشه فرو رفته است؟!... و این همان است كه بدان اشاره شد یعنی هجران. بنابراین زمینه افسردگی در نهاد همه موجودات جهان وجود دارد.
اما در انسان ها:
بیدار كردن و شدت دادن به این غم درونی به عواملی باز می گردد كه به دو دسته اولیه (نهادینه شده) و ثانویه تقسیم می گردد.
عوامل اولیه (نهادینه شده) عبارت اند از:
1 ـ اندیشه زیاد
2 - اندیشه كم
3 ـ بعد جسمانی
4 ـ گناهان و عدم ارتباط با ذات احدیت
عوامل ثانویه:
1ـ افكار منفی و مزاحم
2 ـ داروها ، غذاها و نوشیدنی ها
3 ـ مواد مخدر و مسكر و دخانیات و هوای آلوده
4 ـ آپارتمان نشینی و عدم استفاده از طبیعت و آفتاب
5 ـ عدم تحرك و ورزش
6 ـ زیاد گوش دادن به موسیقی های غمگین
7 ـ داشتن مشكلاتی خاص در زندگی كه لاینحل مانده اند
8 ـ استفاده زیاد از تلویزیون
9ـ مطالعه زیاد بیمارگونه بخصوص مطا لب منفی، حادثه ای و داستان های غمگین
10ـ نداشتن مدیریت و برنامه ریزی در امور مختلف زندگی
11ـ تماشای زیاد غروب به جای تماشای طلوع خورشید
12 ـ دوربودن از چیزی یا كسی ، مرگ عزیزان و طلاق
13 ـ نداشتن ارتباط با اجتماع ، اقوام و خانواده
14 ـ احساس حقارت نسبت به دیگران و نقش تربیتی خانواده
15ـ نداشتن و یا كم بودن مطالعه بخصوص مطا لب مثبت، شاد و آموزنده
16ـ حسادت زیاد و وجود افراد منفی و افسرده در اطراف، (موقعیت زمانی و مكانی)
17ـ نرسیدن به آرمان ها
18 ـ رنگ های تیره
19ـ بیماری ها
20 ـ تكنولوژی و موبایل و دستگاه هایی كه میدان مغناطیسی ایجاد می كنند.
بهترین راه پیشگیری است. چرا كه افسردگی، بیماری روحی است و اگر روح گرفتار شود، رهاشدن او بسیار مشكل خواهد بود.
بنابراین، اگر كوشش شود كه هریك از عوامل 20 گانه افسردگی را بشناسیم و از گرفتارشدن به آنها فرار كنیم و یا لااقل كمتر در تیررس آنها باشیم بزرگترین و اولین كمك را به خود خواهیم كرد.
اما اگر گرفتار شده اید قبل از مراجعه به پزشك، این موارد را رعایت كنید:
الف) كوشش در جهت شناخت دقیق و آگاهانه عامل و یا عوامل بروز بیماری از طریق تفكر در تاریخچه زندگی و بررسی این كه در طول و عرض زندگی خود در معرض كدام یك و یا چند عامل از عوامل فوق قرار گرفته اید.
ب) نیت در اهتمام جدی و پیگیر در جهت برطرف نمودن عامل یا عوامل.
كوشش آگاهانه ای كنید تا هر آنچه را كه در زندگی با آنها روبرو شده اید و یا حتی عواملی را كه نگران بروز آنها در آینده بوده و یا هستید را بشناسید و به یاد آورید.
در این مرحله ابتدا این عوامل را پس از یادآوری، به صورت فهرست وار بنویسید تا عناوین آنها از یاد شما نروند.
در پایان درباره هریك از این عوامل، شرح كاملی با ذكر تاریخ و مدت آن عوامل ، بنویسید.
در مرحله بعد، به تجزیه و تحلیل هریك از این عوامل بپردازید و توجه كنید:
اولا:ً
در كدام مرحله خود شما مقصر بوده اید و اشتباه کرده اید؟
دوماً :
چیزها و اشخاص دیگری را كه منصفانه می توان مقصر دانست بشناسید.
حال با شناخت عمیق این عوامل با خود عهد ببندید، دیگر دست به دست آنها ندهید.